♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
مے گـ ـوینـ ـد: مرـــگـ ــ ـــــــ حـ ـق ا َستـ ـ פֿُـ ـدایـ ـا حـ ـقمـ را مےפֿواـــهمـ.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
... من حرف میزنم و تو فکرت جای ِ دیگریست می خندیُ باز هم بغض میکنم!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هــی شــانـس... مگـــر قـَـــرار نَبــود درِ خـــانــه هَمـِـه را یــک بـــار بِـــزَنــی...؟؟!!!؟؟ پــَـس خـــانهِ مـَـن چـِــه شُــد؟؟؟!؟؟؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
وقتی حوصله حرفای خودت هم نداری....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تموم میشن ..این روزهای لعنتی....اما به چه قیمتی.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دســتــم را بـگـیـر و بـبـیـ ـن تـنـهـایـی چـه کــاری بـ ـا آدم مـی کـنـد!..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
از نوشیدن این قهوه های تلخ خسته که نمیشوم هیچ مشتاق تر میشوم گویی نام تو در ته فنجان بعدی دیده خواهد شد!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
قاصدکها هم دیگر نمی خواهند مرا ببینند شرمنده اند که بگویند : ما رفتیم ، اما او نیامد ....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
میگویی هر چه بوی تو را میدهد آتش زنم … ترسم جانم آتش گیرد …
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
رسم زندگیم را بکش ....که من محتاج محتاجم ...گریه هایم را کوتاه ....خنده هایم را بلند...
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 8 روز و 21 ساعت و 29 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .