♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خیلی وقتا بهم گفتن چرا میخندی بگو ما هم بخندیم ... اما هرگز نگفتن چرا غصه میخوری... بگو ما هم بخوریم ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من وتو یه درد مشترک داریم .....هر دو زخمی یه گوشه افتادیم......
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بعضی از حرفا تو دل آدم می مونه مثل تیکه آخر رانی هلو تو قوطی !....والااااااااااااااااااا
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سال هاست... که چرخه های حیات عوض شده, باران طعم آب نمی دهد ; و رودها نرسیده به دریا گم می شوند دیگر فقظ سه چهارم بدن ما که آب نیست, خیلی وقت است که آب از سرمان گذشته...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
قیافـه ام تابلـو شـده بــود ! گفتـن : چی میـکـشی ؟ گفتـم : "زجــر" گفتـن : نـه یعـنی چی مـصـرفـــ میـکنی ؟ گفتـم : فقط "زنـدگی" . . . . !!!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
فاجعه یعنى . . . آنقدر در تو غرق شده ام كه از تلاقى نگاهم با دیگرى احساس خیانت میكنم!!!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خیلی وقت است فراموش کـــــــرده ام کدامیک را سخـت تــر می کشــــــم رنــــــــــــج! انتظار! یا نفس را.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
زیر باران خیس خیس چتر باید شدو هق هق گریست
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 8 روز و 23 ساعت و 10 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .