#Donbaler امکان ارسال پیامک و ایمیل زمانبندی شده فراهم شد.
دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]
#bitohicham سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم. [لینک]
(34460 دفعه)
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند و نام تو را می پرسد بیا در گوش ات بگویم همین زندگی نیز زیبا بود .
زخمی بر پهلویم است
مهربانم مرا ببخش، در آرامگاه احساسم کسی نیست، به استقبالت بیاید و خوشامدت گوید
بی خودی می گویند هیچ کس تنها نیست...
خیس از اشک به خانه برگشت ، به دروغ گفت چترم را فراموش کردم ...
هرگاه اشك به چشمانم مينشيند ... دعاي باران مي خوانم تا زير بارا اشكهايم پنهان شوند
فکر مي کني که من تو را فراموش مي کنم؟
@♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
آنقدر زود فراموش می شوی که انگار متولد نشده ای هرگز ... من همیشه جزو فراموش شده ها هستم ...
آهای ...خستگی .. با توام امان بده بگذار کمی کنارش بمانم برای مردن... ،هنوز ...وقت...هــــــــــــَ..........س...ت...
فشاری که به چشمها و گلویم می آورم ،که اشکم نریزم برار با ،فشار ِ ارتفاع ِ 10000 پاییست آنجا که ابرها،تشکیل می شوند...
آره زبانم گاهی تند می شود اینقدر خوب نباش تا اینقدر دلتنگت نشوم
بسیار زیبا...
راستش را بگویم مژه هایت آنقدر بلند وزیبا بود که تا زمانی که نگفتی طبیعیند فکر می کردم نیستند مرا ببخش
20
چیزیست در نگاهِ تو در هایهایِ من
تابلوی خطر...
نه تو از این غمِ من باخبری و نه من از غمِ تو ! ما فقط مشترکیم،
غم سنگینبی بر دلم نشسته .. و نم اشکی گوشه چشمانم که هیچ کس ندید ..
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 2 روز و 21 ساعت و 50 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .