♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دخترک تا صبح درد (کشید).... فردایش از معلم نقاشی اش ۲۰ گرفت...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دختري با ظاهري ساده از خيابان گذشت که پسري در پياده رو به او گفت چطوري سيبلو دختر خونسرد، تبسمي کرد و جواب دادوقتي تو ابرو بر ميداري و مو رنگ ميکني و گوشواره ميندازي من سيبيل ميزارم تا جامعه احساس کمبود مرد نکند.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
در آغـــــوش خــــدا گریــستــــم تــا نــوازشــــم کنــــد . . . پـــرسیـــد : فــــرزنـــدم پــــس حوایت کــــو ؟؟ اشـــک هــایــــم را پــــاک کـــردم و گفــــتم : در آغـــــوش آدم دیـــگریــــــست....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
به سلامتیه نسل من که خسته شد از بس دزدکی بوسیــــد..." دزدکی حرف زد... دزدکی در آغوش گرفت... دزدکی عــــشق بازی کرد... دزدکی دوســت داشت... .......دزدکــــــی... دزدانـــــــــــه... "خسته شــــــــــد...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
قلب، لانهی گنجشک نیست که در بهار ساخته بشود و در پاییز باد آن را با خودش ببرد...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بعضی وقت ها درد ها گیرایی بهتری دارند....برای قلم....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نمی دانی چه شب هایی سحر کردم....... بی آنکه یک دم مهربان باشند با هم پلک های من...!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
امشب به رسم عاشقی ،یادی زیاران میکنم .در غربتی تاریک وسرد ، ازغم حکایت میکنم. امشب وجودم خسته است ، از سردی دلهای سرد . ایا تو هم در یاد من هستی در این شبهای درد؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خودم را به هزار راه میزنم به هزار کوچه به هزار در....... نکند یاد آغوشت بیفتم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
قطره های عذاب روی سرم می ریزد تو نیستی و من چتر می خواهم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دارد چه بر سرم می آید ؟نا توان شده ام در برابر روزها....حرفهای من از جنس دیگری است
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
روی سنگ قبرم چیزی ننویسید تا همه فراموشم کنند
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
حق من نیست ٬ به اتش گناهی که عشق در آن سهمی داشت مرا بسوزانند
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
اشک هایم دیگر غمخوار ندارد......
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 8 روز و 13 ساعت و 49 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .