♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
..........مــن را محکمــ تــر در آغــوش بگیـــــر....اینجا بوی غروب میدهد
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
غم سنگینی است اگر سر نخواستن دلی دعوا باشد...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نمیدان چرا...؟ نمیدانم! چرا تا میگویم حالم خوب است چشمانم خیس میشود !
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بعضی از عهد ها را روی قلب هم مینویسند...! حواست به این عهد های غیر کاغذی باشد. شکستنشان یک آدم را میشکند
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بیراهه هم برای خودش راهیست..................
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
باران که میبارد...... دلم برایت تنگ تر می شود .....لامصب ......بفهم.......
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
مخاطب..........جای تو "باران" ...... می آید! من خیس میشوم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نمی دانم چرا دلم فقط هــــــــوای تو را می کند.....خو نمی دانم دگر....................
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خـدا می دانـد، چقــدر آب به صـورَتـم پـاشیـدم ... لعنــتی ... این کـابوس انقــدر واقعی ست که از خواب بیــدار نمی شـوم ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کجای دنیا ، پشت کدام پنجره میتوان ایستاد و به تو فکر نکرد؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
یه حـــــــــــالی دارم این روزا......................هی وای من .......
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 8 روز و 13 ساعت و 12 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .