♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
ربط دارد شب نبودن تو به همه چیز زندگی
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
پر و بالی ست پر از زخم ِ رسیدن تا تو...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
امشب......زیر ِ باران درد رقصیــــدم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خستهام خستهام از تکرارهای بیهویت که در شاهرگم رسوب کردهاند. اینروزها جز به رفتن نمیاندیشم... رفتن ... رفتن ... رفتن ! حتی او که چشمهایش بکرترین آواز عشق برایم هست در اندیشهام جز رفتن نمیکارد. راستی آواز دردهایم را به گوش چه کسی بخوانم؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
عاشقانههایی که در چارچوب لحظههای واقعی زندگیست. ...حالا سالهاست پشت دیوار اتاقات چشم گذاشتهام تافقط یکبار دیگر صدابزنی: بیا...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
قلبت پوشيده از ستاره و مهتابَست شب را کنار بزن پابرهنه بيا! تنها چند قدم مانده به آفتاب كنار صبح منتظرم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
موج میزند در چشمانت شوق دوباره دیدن ....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
امشب دارم شعر ميشوم............صداي تار ميآيد و زخمهاي نمكگير شدهام كه در كوچههاي باراني، همپاي كودكانگيهاي غريبم با لبهاي لرزانم آواز ميشود.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تابلوی قشنگی شدهایم من باران جاده
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
شـاعـر نمـیـشونـد كلمـــات مگــر آنكـهــ پرتـاب شـونـد از پنـجــره ای بـه كــوچـه ای . . .
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
زیر بارانم -بیچتر- تنها بینی سرخم لو میدهد مرا که باریدهام همراه ابرها
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دوستت دارم را تا آخر عمر برای تو تو تو می گویم حقیقتیست در عریانی این جمله
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چیزی برای گفتن ندارم تنها قصه ای هستم در میدان شهر....
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 7 روز و 8 ساعت و 20 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .