♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نمی دانم چرا تا به این حد یخ شده ام..............شاید کمی آغوش.....فقط.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
به دوست داشتن قسم که خاک گور اگر تنم را به خود بگيرد ، روح بي تابم ، چشمانت ، عشقت ، و سکوت پر کلامت را فراموش نخواهد کرد ،
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خدایا ، دستم بگیرو ببر ، از این شهر ، از این دیار وحشی ، از این ناکجای چون شب تاریک ؛ از این دنیا که هر چشم بر هم زدن مرگ طلب می شود ، نیستی آرزو می شود ، و واپسین قطرات اشک به پای هرزگان ریخته می شود !
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بگذار تا همه خاطراتم را باد وحشی ببرد ، بگذار تا یادش به آتش دلم بسوزد ! که من ســـــوختم !
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دیگر از من چیزی باقی نیست ! خسته ام ، بغضم نمی شکند ، یادت به آتشم می کشد ، دیگر حتی قلم یاریم نمی کند تا دل پریشانم را به تحریر آورم ، کسی نیست تا به پای سخنم بنشیند ! پس به که گویم ؟! مگر همیشه نمی گفتند در این دنیای فانی هر کس همتایی دارد ؟! چه شد ؟ پس همتای من پـُــردرد در این آشفته بازار کیست ؟ از تو می پرسم ای خدا ...!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کاش خلوتی بود.....تو بودی .....هوس بوسه ای ...................
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دریا غرق در تلاطم امواج است و من تنها مسافر قایق شب بی آرزو بی پارو... افسوس... صد افسوس...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
افسوس که قفس جایی برای گشودن بال نیست
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
لذتی دردناک حسی غریب سکوتی عجیب آسمان دلم ابریست می غُـرد و نمی بارد می خواهد و نمی بارد ببار ای دل به روی خاطراتم ببار تلخ و شیرین همه را بشوی ببار و ببر ببار باران ببار
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
در این سکوت شب که دل هوایش ابریست و تن خسته در این لحظه ی دلگیر از نیمه شب همه وجود سردم در پی رد پای خاطرات تلخ روزگارم رهسپار است
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
قدیما میگفتن «بخند تا دنیا به روت بخنده!» حالا دنیا به خنده ی من وتو کاری نداره و همینطوری داره به ریشمون می خنده
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
روزی از میان سطور کاغذم قد کشیدی و امروز باید و "باید" میان قاب نوشته هایم پنهانت کنم. مخاطبم! مخاطب مهربانم!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دفتر كوچكم، قلم نحيفم! نمي دانم تاب خواهيد آورد زير بار از غصه لبريز تنهايي ام يا نه؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
عشق یه معامله س! خوش به سعادت کسایی که معامله ی دوطرفه رو می شناسن و رعایت می کنن! همه چیز مساوی، همه چیز برابر همه اهداف برای بهتر بودن و بهتر شدن هر دو طرف...
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 7 روز و 9 ساعت و 32 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .