♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دستم را بگير و ها كن زندگي مرا......(زمستان است).
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تو برو من جاده را ميبوسم!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
اگر بدانم فردا آخرین روز زندگیم خواهد بود تا فردا درخت سیب خواهم کاشت. مارتین لوتر
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
این روزها..... برگ هابا هر نسیمی به آرامی خودشان را به پیاده رو می رساندند تا عابران قدم هایشان را تبرک به آخرین فرش پاییزی کنند.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
ببین به یک نگاه تو تمام من خـــــراب شد
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
راه فراموشی، به آتش سپردن خاطره ها و یادگار ها نیست. آنقدر نامت را به زبان می رانم، آنقدر یادت را در ذهن می پیچانم، تا هرز شوی..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
اینجا را سرزمین ِ مردگان می نامم؛ هرزه نباشی، مطرودی...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خدایا! تا خرخره پر از زندگی ام؛ مرسی، دیگه میل ندارم، سیرم..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
اگر رمان زندگیم را خودم می نوشتم حتما بخش عمده ای از آن را به سکوت اختصاص میدادم ... تا بتوانم صدای پای یک نفر را بشنوم...
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 7 روز و 6 ساعت و 45 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .