♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
مست شد خواست که ساغر شکند , عهد شکست...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
كسي باور نمي كند لبخندش مي توانست پلی باشد كه جمعه را به همه ی روزهای هفته پيوند بزند ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هیچ اتفاقی قرار نیست بیافتد اما آدمی ست دیگر همیشه منتظر می ماند ..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
می شود تنهایی بچگی کرد تنهایی بزرگ شد تنهایی زندگی کرد تنهایی مُرد ولی قهوه ی غروب های دلگیر جمعه را که نمی شود تنهایی خورد؟
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 7 روز و 9 ساعت و 55 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .