♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
فراموش کردنت مثل سوت زدن در برابر باد است
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
گرد باد عطر تو در شاخ و برگ دلم می پیچد و چونان مرغکی کنار خزر ...نغمه خوان هر چه می خواهی از من می چینی گوئی هزاران نی لبک تو را در من می نوازند پر می شوم از صدای آرامش ساحل...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
از هوای تو گردباد می چینم...کنار خزر...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خودم را جای تو می گذارم افسوس که دیگر باد نامه هایم را باز نمی آرد !
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خواب های من پر از پیراهن توست آویخته بر شانه های گل عریان چو گلاب در آغوش گل چه می کنی ؟!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
همه!... در انتظار ظهور مسیح تو چشم به راه مریم . . چه فرق می کند عیسی یا مریم وقتی تاریک شد نگاهم در انتظار بوی پیراهنت!...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
صدای تو شعر ست و با هر غزل دلم بوسه ای می شود لبت را ورق می زند
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 8 روز و 1 ساعت و 41 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .