♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تا اندوه بی دريغ چشمان من راهی نيست
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خیلی سردمه.......................(خدا).
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
آرام و بی صدا آمده ام در این شب بهاری تا با نی لبکی در دست تا در حضور چشمانت،آرامش را برایت نجوا کنم شانه هایت را تکان می دهم....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دل من براي وصال تو باز، نت عشق را يک نفس مي زند
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
این روزها حرف از غزل مي زند...چشمانم .....
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 8 روز و 6 ساعت و 45 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .