♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کتاب ها دروغ نوشته اند وقتی لبهایت برای یک چکه عشق چاک خورده اند.. مسیح هم اگر باشی!!! وسوسه عاشق شدن رهایت نخواهد کرد...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چه دلفریب وزیبا بود نبض نگاهت وشوق دیدنت
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بوی نان را میپرستم..بوی دل دادگی می هد....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چقدر دلم می گیرد در انبوه ناله های خندانم .....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
یک نفر آمد تبری خشک به دست داشت هنوز چشم من - با همه بی کسی اش - در پی مهر تبر بود ولی زد و رفت!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
آسوده بخواب با این خیال خام که همراه منی! سرمای راه مرا بیدار نگه داشته ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
افسوس که آخرین وداع را حتی تا ابد از ما گرفتی و آخرین بوسه را... چه نا تمام تمام شد ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بهار میآید میدانم خواب آنرا دیدهام در انتهای جنگل یخی کابوسهایم
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 8 روز و 6 ساعت و 45 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .