♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من اهل آن سرزمینی ام که در غمستان ِ خاکستری اش هیچگاه ، هیچکس تنها نمی ماند و هیچ عالمی رسالت اش را به سفره ای رنگین نمی فروخت!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
امان از این سرای بی سرایان....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خاطراتِ با تو بودن نمی میرند هرگز
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
آنکه تنهایت گذاشت ...بی شک .............هیچی همین....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کجاست قاتل ِ رویاهایم.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نمی دانم روح و تن ِ من خسته تر از پیش است یا سوز ِ زمستان ِ امسال غمگین تر از سال های پیش !!!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
میسوزم ....میسوزم ....میسوزم برای پروانه ها..به دور شمع خاموش .....می میرم....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
آرام آرام محو می شوم از تمام ِ خاطرات تو.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
مرحبا بر باران های خزر.......زندگی ِ من بازیچه ی معجزه ی خالقی شد و من آواره ی روزگار ِ دیگران ! ..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
زندگی ِ من نه برای من ، تنها نشانی در روزگار ِ دیگران بر بودن بود
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تا چشم کار می کند دلتنگیست غروب جمعه ها کنار خزر.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
به تو می اندیشم به یگانگی ِ عشق ......
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 9 روز و 10 ساعت و 2 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .