♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خسته ام ، خستگی ..واژه آشنای آخر شب نویس های من است ..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چقدر اینجا خاک نشسته...... باید دستی به سر و روی این دیوارها بکشم .....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
میخوام اون چند نفری هم که نیمه شبانه ها مو باهاشون میگذروندمو ×××××بکشم .
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
یک روز من بودم، حاجی نُصرت، رضا پونصَد، علی فُرصت، آره و اینا خیلی بودیم، کِریم آقامونم بود !! حالا.. من موندم و خاطرات اینا .. خلاصه یادش بخیر یه زمانی خیلی بودیم ..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
به یادت نت به نت؛ آهنگ فردا می شوم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
اشتباه از من نبود که .. دیماه آمدم!.........مرا جشنی نیست تا شکست آن جشن!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سنون ای نازنین دوستوم زمستانین بهار اولسین سعادت تاجی همیشه باشیندابرقراراولسین اومیدیم واراوحقه نیازین اولماسین خلقه سنی خارایستین ظالم ذلیل روزگار اولسین
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کلماتم را که باور نمیکنی هیچ گریههایم را هم آب … آبغوره امّا راست میگویم: من گرگ شدهام چشم گذاشتهام و صدای دویدنت را تا کیلومترها شنیدهام تو رفتهای راست میگویم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دیگر نمیگویم: (تو نیستی که ببینی روزهای من چگونه زرد میشوند و فرو میریزند.) تو از حواس من نزدیکتر ایستادهای به طلوع شبانهی ماه در چشم قُمریانِ پنجرهام....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خدای من! مشکن ساقهی امید و آرزوی مرا.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
حسودم نکن به واژههای کتابی که باز میکنی (این واژهها جای مرا در چشمان تو تنگ میکنند)
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 9 روز و 21 ساعت و 39 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .