♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
پی حس همون روزام پی احساس ارامش همون حسی که این روزا در حده مرگ میخوامش...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
وقتی هیچ واژه ای بغض نمی کند، وقتی شاعران در کهکشانها قدم می زنند و حسرت سنبل هر شعری شده، چه فرقی می کند این غربت نوشته ها چه می گویند!؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
آب را گل نکنید! ماهی، پرِ پرواز ندارد ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
عزیزتر از جانم ... من در چشم تو کتاب زندگی را می خوانم ... هر بار که مژه هایت را بهم میزنی ... انگار یه صفحه از زندگی منو ورق میزنی ..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
با ریزش برگ عاشقت میمانم ... هرچند تبر به ریشه ام زنی .
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
صدا می اید ولی نمیدانم از کدامین سو صدا می اید صدای شکسته شدن قلبی صدای بهم ریختن عشقی صدای سوختن تاروپودی صدای فرو ریختن امیدی چه تلخ است خدایا گوش سپردن به این صدا...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سالها رهگذر کوچه ی دل یاد تو بود
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 10 روز و 14 ساعت و 42 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .