♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
زن ها گاهي اوقات چيزي نميگويند چون به نظرشان لازم نيست كه چيزي گفته شود با نگاهشان حرف ميزنند به اندازه يك دنيا حرف ميزنند هرگز نبايد از چشمان هیچ زنی ساده گذشت!...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خدايم شدي،ابراهيمت ميمانم! فقط مرا در گلستان آغوشت آتش بزن.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سکوت بغض گلايه مرا ببخش اين تقدير مرموز و پنهان بعضي روزها به سراغ دل خسته ي من مي آيد و آنگاه فقط با يک بوسه ي "تو" پا به فرار مي گذارد و دل تنگي من با نگاه گرم و خواستني "تو" مي هراسد مرا ببخش که بي تابي هايم را ذره ذره در اشکهايم خلاصه مي کنم...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کلافه کرده ای مرا! چرا همیشه لبخندت از نوشته های من قشنگ تر است ؟؟؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نوازش صورتت را با گونه هایم به هیچ نمی دهم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من به تو هزار بهانه دادم برای دل کندن ! و تو به من هزار آرزو برای بودن !
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
اندکی آهستــه تر ای باد! همـــــــه ی آرزوهایــم را با خود نبـــــــر...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
همیشه آب سهم تشنه نیست البته من مراقب حرفهای ساده ی خودم هستم به گمانم قاصدکی دارد به سمت یک سرچشمه ی دور می رود هر چه هم که نباشد خبری که هست...
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 10 روز و 13 ساعت و 54 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .