پسرک
من به اشک هایم مشکوکم .. هنوز بوی تورا میدهند ..
پسرک
خیالم پی نبض رهگذران کوچه مان ، مادر ؟ چرا پنجره ها بسته است ؟
پسرک
چرخش های مکرر سادگی ! برای دست هایت دعا می خوانم ..
پسرک
یخ زده اند فصل های بی واژه ی نگاه تو ! من تقویم را از بر کرده ام، پلک بزن
پسرک
آتش وصل خرابات تا کی بکشم بر دوش / رخ بنمای و بر کَن ریشه ی خرابی را
پسرک
اوون جوونه هایی که بعد از زمستون از زیر برفا قد علم می کنن !
پسرک
کیفیت وسعت این گردالی رابطه مستقیمی با دست های من و تو داره !
پسرک
هر فصل نگاه تو عشقِ ! چهار فصل من با تو بهاره ..
پسرک
همیشه یه رابطه ی مستقیم هست ! یه رابطه موازی ! یه رابطه متقاطع و کلاً رابطه های هندسی ! بیچاره ریاضی دان ها ..
پسرک
وقتی داشتم میومدم قیافش دیدنی بود .. رفت روو تخت گرفت خوابید .. صداش کردم !رفتم سراغش .. ماچش کردم گفتم حلال کن .. دیگه نگاش نکردم ! اشکای یه مرد ..
پسرک
شهر رو تماشا کن ، هرشب پشیمون ِ
پسرک
ناتمام مانده ام .. این باغ بی برگی کی جوانه میزند؟
لایک

13 سال و 9 ماه و 27 روز و 21 ساعت و 1 دقيقه قبلمرسی
13 سال و 9 ماه و 25 روز و 16 ساعت و 3 دقيقه قبل