پسرک
من به اشک هایم مشکوکم .. هنوز بوی تورا میدهند ..
پسرک
تقسیم بندی های ضمنی را فراموش کن ! چهره ام خالی میشود ...
پسرک
کاش خواب فردا را می دیدم .. دنبال دردسر می گردم
پسرک
خیالم پی نبض رهگذران کوچه مان ، مادر ؟ چرا پنجره ها بسته است ؟
پسرک
یخ زده اند فصل های بی واژه ی نگاه تو ! من تقویم را از بر کرده ام، پلک بزن
پسرک
اوون جوونه هایی که بعد از زمستون از زیر برفا قد علم می کنن !
پسرک
تو ی این سرمای تنهایی نمیشه حفظ ظاهر کرد ...
پسرک
از اون استرس ها ! از اون دل نگرونی های خوب !
پسرک
خط می کشند روی پروانه ها مردمان سخت ! عاشق بیهودگی هایت می کنند ،زیر چترهایشان ! چشم هایت را می بندی ! می افتی ! بلند نشو .. بلند نشو .. کشته شده ایی.
پسرک
هر فصل نگاه تو عشقِ ! چهار فصل من با تو بهاره ..
لایک

13 سال و 9 ماه و 26 روز و 23 ساعت و 41 دقيقه قبلمرسی
13 سال و 9 ماه و 24 روز و 18 ساعت و 43 دقيقه قبل