پسرک
من به اشک هایم مشکوکم .. هنوز بوی تورا میدهند ..
پسرک
هر شب با رویای ِ تو باردارم ..
پسرک
هه! شیرین تو برو .. تیشه و فرهاد و کوه پا برجایند ..
پسرک
انگار یک نفر نام مرا صدا می زد .. چه خوابِ محالی ..
پسرک
تنها به جرعه های فراموشی دلخوشم ..
پسرک
+یه چیزی بگم ؟ -بگو +دلم تنگش ِ ..
پسرک
وقتی که بیگدار برای نفس های تو جان میدهم ..
پسرک
توو این فکر بودم که از همه ی آدمای زندگیم چی میخوام و متوجه شدم که فقط میخوام تو خوشحال باشی ..
لایک

13 سال و 9 ماه و 23 روز و 5 ساعت و 28 دقيقه قبلمرسی
13 سال و 9 ماه و 21 روز و 30 دقيقه قبل