چرندگو
«و دیگر هیچ»جمله ناقصی است.جایش بنویسید«هیچ!!و دیگر هیچ»
چرندگو
گاهی آنقدر دنیا در ناامیدی فرو میرود، که تو لحظه ای به جان کندن بی حد و حصرت میخندی و بعد بکباره بغض گلویت را میگیرد برای رنجی که شاید برای هیچ میبری..هیچ.
چرندگو
صدای بچه در راه پله ها که اکو میشود٬هم ملال آور است هم قدری ترسناک
چرندگو
قدیس، قداستش را از خباثت ابلیس گرفته است
چرندگو
مدتهاست که در لحظه نویسی هایم٬ شوری از تو پیدا میشود.ای شور انگیز لحظه هایم..دیگه شورش رو در آوردی برو بیرون!!!
چرندگو
نمیدونم..جدا نمیدونم اگه دوباره منو ببینی لب روی لبهام میذاری یا تف توی صورتم میندازی.
چرندگو
زلزله فقط زمین را نمی لرزاند ؛دلها نیز می لرزند شاید خیلی بیشتر از زمین
چرندگو
خواب دیدم که خوابت را دیده ام.از اولی که بیدار شدم حس خوبی داشت؛دومی فقط کابوس بود.
چرندگو
خرم از پل گذشت .مانده ام خودم چطور رد بشم؟
چرندگو
وقتی روزی جایی یافتمت؛نیستی.
چرندگو
پشت دیوار شب یه راهی داره،که ختم میشه به یه پاکت لایت.