دیوانه
بوی خوب سیگار....بوی گند الکل.... حرم نعش بدبو
دیوانه
استکان خونی.... میز تحریر شکسته، گوشه ای تو، گوشه ای من..... خدا عصبانی
دیوانه
قیاستی بی ربط.... اشک و غضروف
دیوانه
دکمه ی کنده شده، خنده ی یخ زده ، روح بی جان
دیوانه
جملههای بیربط، واژههای کم خون
دیوانه
تهوع تعهد... گارسون! دستشویی كجاس؟
دیوانه
سرم را در میان دستهایت نگیر... راست میگویی دلم را بگیر
دیوانه
مگر ساعت چند شده دلت را جارو کردی ؟ زباله های دلت را کجا ریختی ؟ دنبال دلم میگردم
دیوانه
آجیل مشکل گشـــــــــام هستم!!
دیوانه
دیوانه ام... قبول... سیگار می کشم ، به کوری چشمتان روزی سه پاکت وینستون لایت ، ولی هیچ آدمی را مثال سیگار نگاه نمی کنم...
دیوانه
شیطان به شمایان رحم کرد که نیامدید به ضیافت شعله های من
دیوانه
در شب فروریختنم ، مچاله شدنم ، له شدن و به تاراج رفتنم به دست تک تک ِ شما...