دیوانه
ناگهان حادثه در نظرم رنگ گرفت؛ تحت تاثیر تاریکی گیج میزنم
دیوانه
من حس میکنم؛ من ناراحتم؛ خسته ام؛ اشتباه میکنم...... و تو خشمگین
دیوانه
احساس همدلانه، اندیشیدن همدلانه،..... روش خلع سلاح
دیوانه
حلقه رو ترک کردم..... زیادی برا دستم تنگ بود
دیوانه
وقتی اندیشه هامو به صلیب کشیدن
دیوانه
فردا هم میگن: هر یک دقیقه تنفس 500 تومان.... تا فردا نیومده نفسامو بکشم
دیوانه
یه جفت کفش و جواب هم که هیچ/ دوتا روسری و سه تا مانتو......... 400 هزار
دیوانه
آرومم..... ساکت بمونی آرومتر هم میشم
دیوانه
عمرا اگه دنبال بشی.... تو کفش بمون
دیوانه
بازی جالبتر از زندگی نیست.... یکی دیگه گول میخوره، من تاوانشو میدم
دیوانه
وقتی همه برای کور کردن ذهنت دس به یکی میشن/ اه
دیوانه
تو با عقربه ها برو/ اما من با شماره ها رو حرفمون میمونیم
دیوانه
تو که نباشی، ذهن کثیفم به چیزهای کمتری می اندیشد
دیوانه
دیوانه ی توام که عاقل نمیشوم