داداِ جوجو
صداي چک چک اشکهايت را از پشت ديوار زمان مي شنوم و مي شنوم که چه معصومانه در کنج سکوت شب ، براي ستاره ها ساز دلتنگي مي زني
داداِ جوجو
بار الهي؛ارامش را همچون دانــه های برف.ارام وبی صداوبر سرزمین قـــــلب کسانی کـــــه بــرایم عــــــــــــــــــزیز هستنــــــد. جــــــــــاری گــــــــــــــــردان
داداِ جوجو
دل ربایان یـــــــــــــار را در عین یاری می کشند.دوست داران را بـه جرم دوست داری مــــــــــــــــی کشند. مرغ وحشی چون نمی افتد به دام مرغ دست اموز را بـــــــــــــا زجر و خــــــــــواری مــــــــــــــــی کشند
داداِ جوجو
دل من پر از سکوت است سکوتی که اگر نمایان شود عالمی را به آتش می کشد ... در پس پوسته ی حرفهای من سکوتی پر معنا نهفته است صدها جلد کتاب یک دقیقه آن است شرابی که از آن افشرده ام دنیاییی را مست میکند
داداِ جوجو
گــاه ســکوت طــولانــی مــفهــوم رضــایت نیست ، آغــاز نــابــاورانــه یــک پــایــان است ... ! مــن غــرق ســکوت ، مــبهــوت ایــن پــایــانــم ...
سلامـــــــــ عزیز میبینی چقدر وقته نیستــــــِ اما هـــگز فراموش نمی شی اینا مطمئن باش
12 سال و 11 ماه و 2 روز و 15 ساعت و 42 دقيقه قبلخدا را برایتــــ ارزو دارمـــ در تمامــــ لحظاتتــــــ
12 سال و 11 ماه و 2 روز و 15 ساعت و 42 دقيقه قبلسلام و ممنون از لطفت ...

12 سال و 10 ماه و 24 روز و 21 ساعت و 12 دقيقه قبلهمچنین