دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

داداِ جوجو

ڪـوه ِ دردم مـن تـڪیــه گـاهـی سخـت محـڪم هستـم بـرجـا ولي سنگ نيستم ،،، شده ام سنگِ صبور ... درباره »
داداِ جوجو
مرد - متاهل
امتیاز: 6565

دنبال‌شدگان

(715 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(590 کاربر)

گروه‌ها

(51 گروه)

بازدید

داداِ جوجو
داداِ جوجو

؛نه من آنم که ز فیض نگهت چشم بپوشم نه تو آنی که گدا را ننوازی به نگاهی در اگر باز نگردد نروم باز به جایی پشت دیوار نشینم چو گدا بر سر راهی کس به غیر از تو نخواهم چه بخواهی چه نخواهی باز کن در که جز این خانه مرا نیست پناهی

♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪

من چرا هر جا میرم دشمنم از من جلوتر اونجاس!

این ارسال را بازنشر کرده است.
Pouya
Pouya

به غیرازخدابه هرچیزامیدداشته باشی....خداازهمان کس ناامیدت میکند...،

این ارسال را بازنشر کرده است.
داداِ جوجو
داداِ جوجو

@Alireza : (

vahid
vahid

به کسانی که به شما حسودی میکنند احترام بگذارید ! زیرا اینها کسانی هستند که از صمیم قلب معتقدند شما بهتر از آنانید .

این ارسال را بازنشر کرده است.
بردیا رضایی
بردیا رضایی

خدایا؛ «تو»؛ آن مشترک مورد نظری هستی؛ که همیشه در دسترسی …

این ارسال را بازنشر کرده است.
داداِ جوجو
داداِ جوجو

سلام

Alireza
Alireza

یه جای این ما همدیگر کردیم ... قبل از اینکه قصه به برسه ... کنیم...

این ارسال را بازنشر کرده است.
جوجـ ه فِنچِ متفکر✿◕ ‿◕✿
my car ;D.jpg جوجـ ه فِنچِ متفکر✿◕ ‿◕✿

. : . مَن ُ ِ بَنَفشــَم ، اون پُشتم دریایِ همیشگی کاسپین ِ ... خعلی هم فانی!

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
داداِ جوجو
داداِ جوجو

دلم ي ِغریبه میخواهد بیاید بنشیند فقط سکوت کند من هـی حرف بزنم... و بزنم و بزنم... تا کمی کم شود از این همه بار. بعد بلند شود و برود نه نصیحتی نه..... انگار نه انگار . . .

داداِ جوجو
داداِ جوجو

سکوت میکنم برای کشتن فریاد ها . . . امشب خونِ نوشتنم بند نمی آید میلرزد تنم در این ثانیه های اجباری

داداِ جوجو
داداِ جوجو

شاید زندگی آن جشنی نباشد که انتظارش را داشتم 

Alireza
Alireza

@ ولادت حضرت (س) خدمت همه دنبالریای عزیز تبریک میگم خصوصا دختر خانمهای سایت ...روزتون مبارک

این ارسال را بازنشر کرده است.
داداِ جوجو
داداِ جوجو

قطار با تمامِ مسافرانش رفت ...ايستگاه هم رفت ...ريلها هم رفتند و من چِ ساده دل تكيه بر نردهاي رفته زده ام