داداِ جوجو
من نه عاشق بودم و نه محتاج نگاهی که بلغزد بر من من خودم بودم و یک حس غریب که به صد عشق و هوس می ارزید من خودم بودم دستی که صداقت میکاشت
داداِ جوجو
مرد باید وقتی عشقش عصبانیه , ناراحته , میخواد داد بزنه :وایسه روبروش بگه تو چشام نیگا کن , بهت میگم تو چشام نیگا کن حالا داد بزن , بگو از چی ناراحتی بعد عشقش داد بزنه , گله کنه , فریاد بکشه , گریه کنه ... حتی با مشتای زنونه ش بکوبه تو بغله مرد آخرش خسته میشه میزنه زیر گریه همونجا باید بغلش کنه نذاره تنها باشه حرف نزنه ها , توضیح نده ها فقط نذاره احساس کنه تنهاست مرد باید گاهی وقتا مردونگیشو با سکوت ثابت کنه...!
داداِ جوجو
دلم ي جاي دنج ميخواد ...دِنجـِ دنجـــــــ
داداِ جوجو
اگرچه روزها درگذرند اما خاطراتشان از خاطرمان نمیروند
بازی با کلمات و دِل واژه ...
منتظر پایان انتظار و چه سخت است این دو انتظار
سلامـــــــــ عزیز میبینی چقدر وقته نیستــــــِ اما هـــگز فراموش نمی شی اینا مطمئن باش
12 سال و 11 ماه و 2 روز و 13 ساعت و 34 دقيقه قبلخدا را برایتــــ ارزو دارمـــ در تمامــــ لحظاتتــــــ
12 سال و 11 ماه و 2 روز و 13 ساعت و 33 دقيقه قبلسلام و ممنون از لطفت ...

12 سال و 10 ماه و 24 روز و 19 ساعت و 4 دقيقه قبلهمچنین