داداِ جوجو
يک شبي مجنون نمازش را شکست ... بي وضو در کوچه ليلا نشست
داداِ جوجو
وچه زیباست در زیر باران برای هم،بودن.
داداِ جوجو
تنها در زیر باران قدم زدن فراتر از آرزوهاست فقط خدا فراتر از آرزو ها می تواند باشد پس از پیله ی تنهایی ها بیرون بیا و بگزار تادمی دلت در زیر چتر محبت از آوار بی قراری ها به دور باشد،
داداِ جوجو
شهریارا بی حبیب خود نمی کردی سفر راه عشق است این یکی بی مونس و تنها چرا ؟
داداِ جوجو
و بگو با دل خود که خدا هست، خدا هست هنوز او همانیست که در تارترین لحظه شب، راه نورانی امید نشانم می داد
داداِ جوجو
تمام قصه هاي من نشانه اند و يادگار
سلامـــــــــ عزیز میبینی چقدر وقته نیستــــــِ اما هـــگز فراموش نمی شی اینا مطمئن باش
12 سال و 11 ماه و 3 روز و 15 ساعت و 5 دقيقه قبلخدا را برایتــــ ارزو دارمـــ در تمامــــ لحظاتتــــــ
12 سال و 11 ماه و 3 روز و 15 ساعت و 5 دقيقه قبلسلام و ممنون از لطفت ...

12 سال و 10 ماه و 25 روز و 20 ساعت و 35 دقيقه قبلهمچنین