داداِ جوجو
توی چشمات میشه گم شد .. وقتی تو فکر فراری سوسوی شب .. لب دریا ... از تو مونده یادگاری
داداِ جوجو
شعر و شرم و شوق و شرجی همه شاهدن که بودیم لحظه ها رو لحظه لحظه من و تو با هم می خوندیم
داداِ جوجو
با يك نگاه ، مي توان تا انتهاي دنيا ، چشم به راهت نشست و انتظارت را با انجير پير معابد قسمت كرد . با يك نگاه ، مي توان آرزوهاي غم گرفته را خانه تكاني كرد و غبار از عينك روياهاي كهنسال روفت . بيا ، مرا ميهمان تنها يك نگاهت كن.
داداِ جوجو
بگذار اعتراف كنم ، حتي با يك نگاه هم مي توان عاشق شد و عاشق ماند . حتي با يك نگاه مي توان هزاران سال دلخوش بود و از عطر خيالت سرشار شد .
داداِ جوجو
از تكرار بي امان نامت خسته نخواهد شد ، تا ابد ! و دستهايم ، از خواستن هرم دستهايت … من ، بي محابا تو را جستجو مي كنم ، در ميان خاطرات سالهاي گذشته ام ، و مي يابمت ، هر ثانيه ، هزاران بار .
داداِ جوجو
درياي مواج دلتنگيهايم را ساحلي نيست . چشمهايم ، همچون ابرهاي بي پناه بهار ، به دنبال شانه هايت مي گردد تا باران عشقش را نثار قلب مهربانت نمايد . خيالم ، سرخوشانه هفت آسمان عشق را مي پيمايد ، شايد در آستان چشمهايت فرود آيد . زبانم ،
داداِ جوجو
عاشقم عاشق ستاره صبح عاشق ابري سرگردان عاشق دانه هاي باران
داداِ جوجو
امشب غريبا نه در ظلمت و در خلوت تنهايي پيک غم را مي جويم غافل از آن که غم در من زندگاني مي کند امشب از هر نسيم که مي ورزد تو را مي پرسم و از تو خبر مي گيرم
سلامـــــــــ عزیز میبینی چقدر وقته نیستــــــِ اما هـــگز فراموش نمی شی اینا مطمئن باش
12 سال و 11 ماه و 3 روز و 3 ساعت و 27 دقيقه قبلخدا را برایتــــ ارزو دارمـــ در تمامــــ لحظاتتــــــ
12 سال و 11 ماه و 3 روز و 3 ساعت و 26 دقيقه قبلسلام و ممنون از لطفت ...

12 سال و 10 ماه و 25 روز و 8 ساعت و 57 دقيقه قبلهمچنین