داداِ جوجو
دنیای من پر از دستهایست که خسته نمی شوند از نگــــــــــــــــه داشتن نقــــــــــــــــــــــاب هـــا . . . !
داداِ جوجو
وقتی کــه نیستی شک دارم که بیایی،،، وقتی هم که می آیــی مطمئن نیستـــم که می مانی،،، وقتی هــــم که می روی ،،،نمی دانم که باز می گردی یا نــه ! ( :
داداِ جوجو
خیال کن حق من اینه که تنها بمونم
داداِ جوجو
خیال کن قلب من شکستنی نیس
داداِ جوجو
مسئول تست کردن شراب هاي يک شرابسازي مي ميرد، مدير کارخانه شرابسازي دنبال يک مسئول تست ديگر مي گردد تا استخدام کند. يک فرد مست با لباس ژنده و پاره براي گرفتن شغل درخواست مي دهد. مدير کارخانه فکر مي کند چطور اورا رد کند. او را تست مي کنند. به او يک گيلاش شراب مي دهند و مي خواهند که آنرا تست کند آزمايش مي کند و مي گويد: شراب قرمز، مسکات، سه ساله، و در بخش شمالي تپه رشد کرده و در ظرف فلزي عمل آمده است.... مدير شرابسازي مي گويد درست است. گيلاس ديگري به او مي دهند ،اين يکي شراب قرمز کابرنه هشت ساله و در بخش جنوبي تپه رشد کرده و در چليک چوبي عمل آمده است مدير مي گويد درست است.مدير موسسه که متعجب شده است با چشمکيبه منشي پيشنهادي ميکند. او يک گيلاس ادرار مي آورد. فرد الکلي آنرا آزمايش مي کند. و مي گويد بلوند، 26 ساله، سه ماهه حامله است و اگر کار را به من ندهيد نام پدر بچه را هم خواهم گفت
سلامـــــــــ عزیز میبینی چقدر وقته نیستــــــِ اما هـــگز فراموش نمی شی اینا مطمئن باش
12 سال و 11 ماه و 1 روز و 23 ساعت و 22 دقيقه قبلخدا را برایتــــ ارزو دارمـــ در تمامــــ لحظاتتــــــ
12 سال و 11 ماه و 1 روز و 23 ساعت و 22 دقيقه قبلسلام و ممنون از لطفت ...

12 سال و 10 ماه و 24 روز و 4 ساعت و 52 دقيقه قبلهمچنین