دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

داداِ جوجو

ڪـوه ِ دردم مـن تـڪیــه گـاهـی سخـت محـڪم هستـم بـرجـا ولي سنگ نيستم ،،، شده ام سنگِ صبور ... درباره »
داداِ جوجو
مرد - متاهل
امتیاز: 6565

دنبال‌شدگان

(715 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(590 کاربر)

گروه‌ها

(51 گروه)

بازدید

داداِ جوجو
داداِ جوجو

؛نه من آنم که ز فیض نگهت چشم بپوشم نه تو آنی که گدا را ننوازی به نگاهی در اگر باز نگردد نروم باز به جایی پشت دیوار نشینم چو گدا بر سر راهی کس به غیر از تو نخواهم چه بخواهی چه نخواهی باز کن در که جز این خانه مرا نیست پناهی

داداِ جوجو
داداِ جوجو
در حرف دل

گــاه فقــط از کــل دنیــا . . . دلــتــ یه چيزي را مــی خــواهــد و مــی دانی تا ابــد هـمــ که خـدا خـدا کنـی بــه دستــش نمــیــاری . . . . مــی دانــی که بــاید بــگــذاری و بگــذری . .

داداِ جوجو
داداِ جوجو

@♥ღ سکوت زندگی♥ღ و تو عليرضا ؛ هرچند تازه باهات اشنا شدم ولي تو نيازي به اشناي طولاني نداري حسم ميگه ازون هستي كه شب راس ساعت ٩:٠ شب بايد يه ليوان بخوري و لالا كني و الانم زير لحاف داري مياي تو سايت ... خو چيكار كنم ميگه ... مگه نه @♪★☂sadaf_daryayi☂★♪ : )

داداِ جوجو
داداِ جوجو

سلام شبتون پر از و

داداِ جوجو
داداِ جوجو

شیطان را دیدم... نشسته بر بساط صبحانه ...و آرام لقمه بر میداشت... گفتم:ظهر شده ...هنوز بساط کار خود را پهن نکرده ایی...!؟ بنی آدم نصف روز خود را بی تو گذرانده اند... شیطان گفت:خود را باز نشسته کرده ام.پیش از موعد! گفتم: به راه عدل و انصاف باز گشته ایی یا سنگ بندگی خدا به سینه میزنی؟ شیطان گفت:من دیگر آن شیطان توانای سابق نیستم . دیدم انسانها...آنچه را من شبانه به ده ها وسوسه    پنهانی انجام   میدادم...روزانه به صدها دسیسه    آشکارا انجام     میدهند. اینان را به شیطان چه نیاز است ؟؟؟ شیطان در حالی که بساط خودرا برمیچید تا در کناری آرام بخوابد... زیرلب گفت:آن روز که خداوند گفت بر آدم و نسل او سجده کن...نمی دانستم که نسل او در زشتی و دروغ و خیانت تا کجا میتواند فرا رود... وگرنه در برابر آدم  به سجده میرفتم

داداِ جوجو
داداِ جوجو

سلام

داداِ جوجو
داداِ جوجو
در حرف دل

@aynor سکوت من اتاق شیشه ای است که به پژواک صدای یک شاپرکم می شکند... دل من سر در گم میان یک کوچه ی تنگ سکوت دل من میشکند حتی به صدای پای آن عابر دل مرده ی آن کو چه ی تنگ....

این ارسال را بازنشر کرده است.
داداِ جوجو
داداِ جوجو
در حرف دل

یک شب خوب تو آسمون...

این ارسال را بازنشر کرده است.
داداِ جوجو
داداِ جوجو
در حرف دل

@باران بهاری ...واژه ی معلم....استاد.....خیلی بزرگ و بی نهایت هست....واژه ای به قدمت تاریخ شاید.... و هر سال...با تکرار این واژه....من به کودکی هام برمی گردم...به اون وقتا که با هزار شوق و ذوق به آمادگی می رفتم....و شاید قبل ترش....خانواده م...که شروع یادگیری هام در خانواده بوده.....اولین کلامی که آموختم.....اولین واژه ای که به زبون آوردم.....پدر ...و اولین معلمم....مادر..... تا به امروز.....امروزی که یه دنیا دوست و همراه و معلم و دبیر و استاد داشتم.... کسانی که از جان و دل مایه گذاشتن تا حتی کلمه ای بیاموزم.... و سپاس بیکران....که در جامعه ای اینچنین رشد کردم....جامعه ای که علم آموزی برای زنان و مردان افتخاره.....خانواده ای که همه در جهت تشویقت گام برمی دارن.....

این ارسال را بازنشر کرده است.
داداِ جوجو
داداِ جوجو

امشب تولد دوباره من بود ...خدايا امشب منو دوباره به خانوادم دادي ،  

داداِ جوجو
داداِ جوجو
در حرف دل

چقدر این کودکانه اندیشیدن را دوست دارم چقدر این اندیشه کودکانه را دوست دارم کودکانه می خوابم ولی کابوس ام بزرگ است کودکانه بیدار می شوم ولی بیداری ام ننگ است کودکانه شاد می شوم ولی غم ها همچنان سنگین اند

داداِ جوجو
داداِ جوجو
در حرف دل

گر که ایمانم چنان محکم بود                                                    کوه در پیشم ز سنگی کم بود ///   یا که کوه ازجای خود جنبان شود                                                    پیش ایمانم، زمین رقصان شود

این ارسال را بازنشر کرده است.
داداِ جوجو
داداِ جوجو
در حرف دل

من، تهی ازعشق چون طبلم، تهی                                                      کی ز خوی عشق یابم آگهی؟

داداِ جوجو
داداِ جوجو

هرچی بخور تو سرم.......................

داداِ جوجو
داداِ جوجو

پس گریه ازان , قدم ازان ...

داداِ جوجو
داداِ جوجو

گریه نمیکنم, نه اینکه ... گریه بهم میزنه .