داداِ جوجو
نميدونم تا حالا تجربه كردين؛یه لحظه هایی توی زندگی هست که دلت تاپ تاپ می کنه ..... تازه اونوقته که معنی زندگی رو مفهمی.
داداِ جوجو
ازكلماتي كه چون شيريني افسانه ها فريبت مي دهند دلم مي گيرد از سردي چندش آور دستي كه دستت را مي فشارد ""بدرود""
داداِ جوجو
تن های هرزه را سنگسار می کنند غافل از آنکه شهر پر از فاحشه های مغزی است و کسی نمی داند که مغزهای هرزه ویرانگرترند تا تن های هرزه ...
داداِ جوجو
شبي عمرم به پايان مي رسد نوبت خاموشي من سهل و آسان مي رسد ...
داداِ جوجو
بارون رو دوست دارم هنوز ... چون تورو یادم میاره ...ایکاش همیشه هوا بارونی بود... اما هوای دلت همیشه آفتابی
داداِ جوجو
اين روز هـــــا تنها كـــــار مــــــ...ن شــــدهـــ... شــــمردن نفســـــ..هـــ...ام مي خوام ببينم كــــــــ...ي زودتر خســــتهـــ مي شــهـــ...؟ منـــــ... از شمـــردن يا نفســــ.. از كشيدن؟
سلامـــــــــ عزیز میبینی چقدر وقته نیستــــــِ اما هـــگز فراموش نمی شی اینا مطمئن باش
12 سال و 11 ماه و 3 روز و 19 ساعت و 23 دقيقه قبلخدا را برایتــــ ارزو دارمـــ در تمامــــ لحظاتتــــــ
12 سال و 11 ماه و 3 روز و 19 ساعت و 22 دقيقه قبلسلام و ممنون از لطفت ...

12 سال و 10 ماه و 26 روز و 53 دقيقه قبلهمچنین