داداِ جوجو
<بارالها> تو تنها روزنه امیدی که هیچ وقت بسته نمی شوی. تو تنها کسی هستی که دهان بسته هم می شود صدایت کرد.
داداِ جوجو
چون سرابی در کویر چون خیالی دلپذیر رفته بودی آمدی اما چه دیر اما چه دیر رفتی و آمد بهار بی قرارم بی قرار خاطراتت را فقط از من مگیر از من مگیر
داداِ جوجو
خوب یادم هست که از همان اول چطور دل دل ِ رفتن می زدی یا به قولی همیشه چمدان به دست در چارچوب نماندن بودی !
داداِ جوجو
شاید باورش سخت باشد اما دوستی ما یک چینی شکسته بود که تنها ما تلاش می کردیم با ظرافت تمام آنرا بند بزنیم تا مبادا کسی بویی ببرد که برای تو دیگر جایی یا کسی برای دوست داشتن وجود ندارد
داداِ جوجو
زندگی مثله تخم مرغ شانسیه! شکلات شیرین، خوشمزه و هوس انگیزی که برای هر کسی یه توشه و کادویی داره. بعضی اوقات این کادو جذابه و بعضی اوقات به درد نخور. گاهی آن قدر سخته جور کردن اون قطعات و بعضی اوقات ساده و راحت... اما نمی دونم چرا بعضی اوقات اون شکلات شیرین و خوشمزه، تلخ می شه... تلخ مثله اسپرسو! تلخیش بیشتر هم میشه وقتی درونش خالیه... خالی مثله کف دست من... مُشت دستمو باز می کنم...خوب نگاهش کن...
سلامـــــــــ عزیز میبینی چقدر وقته نیستــــــِ اما هـــگز فراموش نمی شی اینا مطمئن باش
12 سال و 11 ماه و 3 روز و 6 ساعت و 19 دقيقه قبلخدا را برایتــــ ارزو دارمـــ در تمامــــ لحظاتتــــــ
12 سال و 11 ماه و 3 روز و 6 ساعت و 18 دقيقه قبلسلام و ممنون از لطفت ...

12 سال و 10 ماه و 25 روز و 11 ساعت و 49 دقيقه قبلهمچنین