دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

داداِ جوجو

ڪـوه ِ دردم مـن تـڪیــه گـاهـی سخـت محـڪم هستـم بـرجـا ولي سنگ نيستم ،،، شده ام سنگِ صبور ... درباره »
داداِ جوجو
مرد - متاهل
امتیاز: 6565

دنبال‌شدگان

(715 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(590 کاربر)

گروه‌ها

(51 گروه)

بازدید

داداِ جوجو
داداِ جوجو

؛نه من آنم که ز فیض نگهت چشم بپوشم نه تو آنی که گدا را ننوازی به نگاهی در اگر باز نگردد نروم باز به جایی پشت دیوار نشینم چو گدا بر سر راهی کس به غیر از تو نخواهم چه بخواهی چه نخواهی باز کن در که جز این خانه مرا نیست پناهی

داداِ جوجو
داداِ جوجو

 من از نگاه کلاغی که رفت فهمیدم که سرنوشت درختان باغمان تبر است @ܔܜܔܔღ shadi ღܔܜܔܔ

این ارسال را بازنشر کرده است.
داداِ جوجو
داداِ جوجو

يه بارِ ديگه چرت پرت حرف بزني حذف نميكنم عينن با نامت تو عمومي ميكنم

داداِ جوجو
داداِ جوجو

سلام

داداِ جوجو
داداِ جوجو

سلام

داداِ جوجو
داداِ جوجو

در پناه باشيد ...

داداِ جوجو
داداِ جوجو

كي از @ܔܜܔܔ Hadi-j ܔܜܔܔ خبر داره ؟ ميگفت خريده ... يه موقه ازش شيريني نخوايدااااااا ،تو سرش بخوره ماشينش

داداِ جوجو
داداِ جوجو

چرا ادم براي ها بيشتر دلتنگ ميشه !؟

داداِ جوجو
داداِ جوجو

سلام به همه دوستان شبتون پر از

داداِ جوجو
داداِ جوجو

در کشاکش سرنوشت حقیقت قلبش را به خیالی باطل از من پنهان کرده بود هر چه کرد حق با او بود ولی ... حکایتش را از همان بدو حضور دوباره خوانده بودم هر چند خیلی دیر بود اما ... گاه و بیگاه دلتنگش میشوم و به سراغ احساسش میروم احساسی مکتوب که در آن سهم من کمتر از یک نیمه راه بود میخوانم و میخوانم ، هر دو نیمه را دل خوش میکنم به نیمه خود چشمانم را میبندم غافل از آن که منطق در نبرد میان عقل و عشق به جانبداری عقل میشتابد و نیمه دوم راه را  همواره مرور میکند گفته بود فریادش راهی می جوید و دستانش ابدیت را ، عشق را ،  ثبات را  این ادعا نیست نه از آن جهت که مسیرش از نیمه راه برای من غریبه بود   ...... امید بدان دارم که در ره عشق همیشه ماندگار باشد.....

داداِ جوجو
داداِ جوجو

گفتی اما تو نباید میرفتی ٬ گفتم من از تو میروم تا در سفر با تو بودن با تو باشم                من از تو سر نمیروم  ٬ من در تو میروم تا در سبز ترین بهار منظره ها ٬ تا ماه گفتی باش گفتم هستم ٬ گفتی میفهمم گفتم من هم گفتی بغض شک راه گلو را بسته ٬ لحظه تصمیم است                به تو ای خوب نجیب نمیتوان شک کرد گفتم به ترانه دزدان شک کن                چه کسی در من و تو تشنگی باغچه را میبیند                او نمیبیند                بیرحمانه مشک پر آبی را که برای عطش باغچه باقی مانده است                نیمه شب میدزدد  و به یک رهگذر که غمغمه هایش پر آب است میفروشد ارزان                به ترانه دزد بگو تو را باور ندارم گفتی ترانه دزدان را باور نداری  ...  اما  ... تو نباید میرفتی  

داداِ جوجو
داداِ جوجو

؟ گفتی پس دوباره سبز خواهی شد ؟ گفتم در گلدان پشت پنجره ات سبز خواهم شد          در ترانه های ننوشته ات و شاید در تمام فصلهای ماندگارت سبز خواهم شد          سبز سبز – سبز دفتر های بزرگ نقاشی – سبز مداد شمعی – سبز گرگم به هوا          سبز دفتر خاطرات – سبز نامه های پنهانی و گر گرفتنهای بی وقفه          سبز سبز – دوباره سبز خواهیم شد  

داداِ جوجو
داداِ جوجو

؟ گفتی سالهاست مرا ندیده ای گفتم من از تو چشم بر نداشته ام گفتی در این حرکت مرا شتابزده میبینی گفتم تامل کن و با حوصله تماشایم کن                 حرکت درون من است و تو در تمام منظره هایم با وقار نشسته ای                 تو در من بزرگ و بزرگتر شده ای                           جدا شدن از تو یعنی پایان من                 من در تو مانده ام و به بالای صدایت رسیده ام گفتی با کوچه ها اما حرف دیگریست                 در کوچه های من                 در کوچه های تو اما بازی دیگریست                 بر دست نوشته هایمان غبار نشسته است گفتم نگاه ما باید تماشایی باشد                 امتداد کوچه ها را ببین                 ضیافت ما را دل دل میکند

داداِ جوجو
داداِ جوجو

.... ؛                پیش خود فکر کردم که من شاید انعکاس صدای تو نبودم گفتی بودی هستی خواهی بود گفتی من از تو گلایه ندارم گفتی من سایه توام                 سایه٬ نه گلایه گفتم باش ٬ در من باش نه بیرون از من گفتی هستم                 بودم و هستم

داداِ جوجو
داداِ جوجو

@جوجـ ه فِنچِ متفکر✿◕ ‿◕✿ يعني اجي نميدونم با چه زبون از محبتات از مهربونيت از معرفتت كنم از بهترينارو برات ميخوام

داداِ جوجو
داداِ جوجو

@ܔܜܔܔღ shadi ღܔܜܔܔ ميتوني با؛ ... ... ... @ܔܜܔܔ Hadi-j ܔܜܔܔ جمله بسازي ؟