داداِ جوجو
كاش او اینجا بود، او که در فکرم هست، او که در فکرم هست، میخندید و میگفت، یک سلام میخندم،میشمرم، دو قدم میشمرم، می آیم، نرسیده به سه، توبیا باعشق، باهم باشیم!...
داداِ جوجو
وقتی تمام شیرهامان هرز است، وقتی قطره های زمان را بی خیال هدر میدهیم، قبل از اینکه به فصل شمارش جوجه ها برسیم، شتر دم در، جوجگی مان را به حساب پاییز میگذارد، نه!،خواب نمی بیند!، جوجه و پنبه دانه را با هم میشمرد: یکی مال من،یکی مال تو، یکی مال من،یکی مال تو، وشتر و پاییز همچنان میخندند، به من و مای، آنقدر سر در گم، که نمیدانیم، ((کل نفس ذائقه الموت))، یعنی چه!...
داداِ جوجو
شاید بخواند، که از بس به دورش گشتم و، سر به سویش گرداندم، شده ام، دوره گرد سرگردان!...
داداِ جوجو
نه نمی خواهم که شاعر باشم،که بنویسم من،گاهی شعر... شعر باشم می خواهم ،که حتی یک بیت، که عاشق بنویسد از ته دل، که بخواند کسی با دل و چشم، که بمانم در یاد، که در روزان شیدایی،که در شبهای تنهایی، خاطره ای،زمزمه ای،قطره اشکی،روان،
داداِ جوجو
-تو کی هستی، که بی تو، شعرم گس است و ، با تو، ملس؟!...
داداِ جوجو
_دیروز، پیاده روهای شهر، پر از فرشته های تنها بود، زیباو بی گناه و به گفته بعضی ها«باکره»!، که نه حوری بی سروپایان شده اند، و نه همراه دیوهای سیاه... امروز، پیاده روهای شهر، مملو از فرشته هایی است، که بعضیهاشان، باکره اند اما تنها نیستند، نه!نه! به نجابتشان شک ندارم!، خود ارضایی ای هم درکار نیست، شست دستم میگوید، شاید شبیه روتیفر ها، بعضی فرشته ها هم، متاثر از دیوهای سیاه، بکر زایی میکنند، آه، لعنت به دیوهای سیاه!...
داداِ جوجو
من پیاده که میدانم، رنگین کمان سراب است، ولی بازهم، یادگاری بر رنگین کمان می نویسم، تا شاید، فردی از دسته سنگین تر بخواندش، ولی افسوس، هیچ کس مثل من پیاده، سبک و سربه هوا نیست، همه سواره ها سر به زیرند؛ وباران از دل رنگین کمان، همچنان می بارد، بر وجود من پیاده، و سواره ها همچنان ، سر به زیرند!...
داداِ جوجو
-خورشید، هر روز تکرار می شود اما، خورشید، هیچ وقت تکراری نیست... تو خورشید باش، تو، تکرار کن، تکرارهای تکرار ناپذیرت را...
سلامـــــــــ عزیز میبینی چقدر وقته نیستــــــِ اما هـــگز فراموش نمی شی اینا مطمئن باش
12 سال و 11 ماه و 1 روز و 5 ساعت و 32 دقيقه قبلخدا را برایتــــ ارزو دارمـــ در تمامــــ لحظاتتــــــ
12 سال و 11 ماه و 1 روز و 5 ساعت و 31 دقيقه قبلسلام و ممنون از لطفت ...

12 سال و 10 ماه و 23 روز و 11 ساعت و 2 دقيقه قبلهمچنین