damla
داشتم یک دل و آن هم به تو کردم تقدیم بیش از این از من مسکین چه تمنا داری غریبونه شکستم من اینجا تک و تنها دل خسته ترینم در این گوشه دنیا ای بی خبر از عشق نداری خبر از من روزی تو می آیی نمانده اثر از من توی آسمون دنیا هر کسی ستاره داره چرا وقت نوبت ماست آسمون جایی نداره؟؟ بیستون را عشق کند و شهرتش فرهاد برد
damla
بوسه هايت ، جنس باران لبانت به از صد چشمه ساران به دو چشمانت رشک ورزد ماه تابان و گيسوانت بسانِ رودي بي پايان ، مرا تا بيکرانِ جنون رهنمون خواهند ساخت ! چه سخاوتمندانه است اينک شکوهِ حضورت ، در آغوشم با گرماي وجودت اي طلوع جاودان آب کن
damla
تو را دوست دارم و وقتی تو نیستی غمگینم و به آسمان آبی بالای سرت و اخترانی که تو را میبینند رشک میبرم تو را دوست دارم وآنچه میکنی درنظرم بی همتا جلوه می کند و بارها در تنهایی از خود پرسیده ام چرا آنهائیکه که دوستشان دارم بیشتر شبیه تو هستند تو را دوست دارم اما هنگامی که نیستی از هر صدایی بیزارم حتی اگرصدای آنانی باشد که دوستشان دارم زیرا صدای آنها طنین آهنگین صدایت را در گوشم می شکند می دانم که دوستت دارم اما افسوس که دیگران دل ساده ام را کمتر باور می کنند و چه بسا به هنگام گذر می بینم به من میخندند زیرا آشکارا می نگرند نگاهم به دنبال توست
damla
می خروشد دریا هیچکس نیست به ساحل پیدا لکه ای نیست به دریا تاریک که شود قایق اگر آید نزدیک . مانده بر ساحل قایقی، ریخته بر سر او، پیکرش را ز رهی نا روشن برده در تلخی ادراک فرو . هیچکس نیست که آید از راه و به آب افکندش . و در این وقت که هر کوهه آب حرف با گوش نهان می زندش، موجی آشفته فرا می رسد از راه که گوید با ما قصه یک شب طوفانی را .
damla
توی صحنه غریب زندگی هممون در نقش یک بازیگریم با همین تو بازی های روزگار از درون هم ولی بی خبریم زندگی تولد یه خاطرست انگاری شروع یک نمایشه کاشکی از دنیای این خاطره ها سهم ما تموم خوبی ها با شه بهتره به قلبامون دروغ نگیم زندگی هر طور که باشه می گذره منو تو مسافریم تو این روزا مثل خورشید تو نگاه پنجره همون پشت نقاب صورتک همیشه از صبح تا شب قایم می شیم واسه پنهون کردن گریه هامون روی قلب و روحمون خط می کشیم اگه باز از روزگار دلت گرفت لحظه ها ثانیه ها ابری شدنبیا با من بیا بامن
damla
زندگي ، عشق ، گذر كردن از اين روزاي سرد مردن خاطره هاي تلخ ديروز و به جاش يه عالمه لحظه گرم همه يه بهونه قشنگ مي خواد تو، آره اون بهونه اي ، اون بهونه قشنگ واسه گم كردن هر چي خاطره است كه تو ذهن خاكي يه آدم خسته ازعشق ، شده آخر يه رنج تو ، آره اون بهونه اي يه بهونه واسه فرار از عشقي نه سياه و نه سپيد يه بهونه واسه بودن ، نبودن ، واسه مردن و خلا واسه پيدا كردن يه لحظه گرم توي اين زندگي سرد واسه موندن توي اين حس قشنگ تو ، آره اون بهونه اي اون بهونه قشنگ
damla
تويي عاشقترين تنهاي دنيا ............. منم خسته ترين مغموم دنيا تويي صادقترين حرف رو لبها ............. منم غمگين ترين راز تو دلها تويي زيبا طلوع صبح فردا ...............منم اينجا غروبي مثل شبها تويي همچون قناري شاد و شيدا ...... منم مثل كلاغي رو درختا تويي آشفته دل مغرور و رعنا............. منم همراز و همراه يه رويا تويي عشق و محبت توي قلبها...........منم ديوونه مثل موج دريا تويي تنها تويي ياد غريبها..................منم فرياد بي پايان غمها تويي شاخه گل سرخ صدفها...............منم تنها شقايق توي صحرا تويي آب زلال اشك چشمها................منم مرداب سرد توي دشتها تويي عاشقترين تنهاي دنيا.................منم خسته ترين مغموم دنيا
damla
توسط فید
اعزام کشتی گیر فارس به پیکارهای جهانی روسیه
damla
توسط فید
سوابق كفايتي، خليليان و طلا
damla
توسط فید
اسرائیل به دنبال شکستن اقتدار ایران در صحنه بین المللی گام برمی دارد
damla
توسط فید
امتناع ارتش کلمبيا براي مشارکت در عملیات نجات گروگان فرانسوي
damla
توسط فید
سريال رهاسازي باغات اين بار به نخلستان ها رسيد
damla
توسط فید
توليد برق ايران بيش از 5 درصد افزايش يافت