دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

damla
زن - مجرد
امتیاز: 1587

دنبال‌شدگان

(102 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(295 کاربر)

گروه‌ها

بازدید

damla
damla

بوسه ی عشق به لبهای ترت خواهم زد تیر ی از جنس وفا بر جگرت خواهم زد ترک این مست مکن تا نشوم پست زمان گر نخواهی تو مرا باز درت خواهم زد

damla
damla

تمام مــــــــــن دارد تو می شود باور می کنی ..؟

damla
damla

این بار مینویسمت… ” تو ” را میان اصطحکاک مداد و کاغذ گیر خواهم انداخت شاید اینگونه بشود تو را ” تجربه ” کرد…!!!

damla
damla

گویی من و تو را ، در دو انتهای ریسمان عاشقی ، به هم و در هم ، تنیده و بافته اند …. شیرازه ی کتاب عشق منی تو ؛ از ازل ………تا…….. به ابد

damla
damla

سردردهای عجیب روز های تکراری قرص های تلخ دلتنگـی های شب بی قراری های دل گریه های غریب این است حال من...!!!

damla
damla

اشکهای من از غصه نیست فقط… چشمهای من خجالتیست چشمانم به وقت دیدنت ” عرق ” میکند ! اما… تو این را باور نکن… غصه از اشکهای من میبارد…!

damla
damla
توسط فید

ترور 12 ايراني بي گناه در 30 فروردين ماه

damla
damla
توسط فید

نگاهی به کتاب "زنان دیکتاتورها" [لينک]

damla
damla

من که می دانم شبی عمرم به پایان می رسد نوبت خاموشی من سهل و آسان می رسد من که می دانم که تا سرگرم بزم و شادی ام مرگ ویرانگر چه بی رحم و شتابان می رسد پس چرا عاشق نباشم؟ پس چرا عاشق نباشم؟ من که می دانم به دنیا اعتباری نیست نیست من که می دانم اجل ناخوانده و بیدادگر سر زده می آید و راه فراری نیست نیست پس چرا عاشق نباشم؟ پس چرا عاشق نباشم؟

damla
damla

یک استکان چای داغ مهمان منی ، کنار پنجره بخار گرفته وقت تنهایی ات ، نوش جان! چای وفاداری من همیشه تازه دم است... باران می بارد، بدون چتر زیر باران قدم می زنم ... در زیر باران اشک می ریزم ، تا تو نبینی ، اشک هایی را که در پس غرورم سالها نریخته ام.

damla
damla

شب باشد، تاريكي ِ محض؛ موسيقي باشد، بي‌نقص و ملايم؛ او باشد، گرم و مهربان گوش باشد، با زمزمه‌اي مدام و نفس باشد گاهي در کلام و آغوش باشد، با عشق ِ تمام مي‌شود: شب تاريك و موسيقي آرام و او و لب و گوش و زمزمه و نفس و آغوش گرم، همراه با عشق تمام... من از تو سوال مي‌كنم: شب ِ رويايي‌اي بود؟ نبود؟!

damla
damla

بگو کجا پنهان شده ای که در قهوه ای سرکشیده ام هم فالگیر پیدایت نمیکند . . .

damla
damla

مــَـن بـی تــو شعـــر خــواهــم نــوشتـــ؛ تـــو بــی مـَـن چــِـه خــواهــی کــــرد؟ اصـــلا" یــــادت هَستـــ کــِــه نیستــَـمــ ...؟

damla
damla

کاش می شد از نردبان شب بالا بروم و بچینم تک ستاره ای تنها را و بچسبانم در ورق اول تنهایی خود!

damla
damla

همه گویند که : تو عاشق اویی گر چه دانم همه کس عاشق اویند لیک می ترسم ، یارب نکند راست بگویند ؟