damla
تكیه به شونه هام نكن من از تو افتاده ترم ماكه به هم نمی رسیم بسه دیگه بزار برم كی گفته كه به جرم عشق یه عمری پرپرت كنم حیف تو نیست كنج قفس چادر غم سرت كنم من نه قلندر شبم نه قهرمان قصه ها نه بنده حلقه به گوش نه ناجی فرشته ها من عاشقم همینو بس نداره بی كسی قشنگی قصه ماست كه ما به هم نمی رسیم در راه رسیدن به تو گیرم كه بمیرم اصلا به تو افتاده مسیرم كه بمیرم یا چشم بپوش از من و از خویش برانم یا تنگ در آغوش بگیرم كه بمیرم
damla
عمری بی بهانه خندیدم و شاد بودم
اما هیچکس ندانست
همه اینها بهانه ای بود برای ندیدن اشکهایم
damla
کجا برم خدایا به کی بگم غمم را که غم زبونمو سوزونده چرا به لب بیارم که آتش درونم تا استخونمو سوزونده این منم که قمارو باخته رو نسیم آشیونه ساخته کجا برم خدایا به کی بگم غمم را که غم زبونمو سوزونده چرا به لب بیارم که آتش درونم تا استخونمو سوزونده این منم که قمارو باخته رو نسیم آشیونه ساخته مستمو دیوونه ام گریه ی مستی شده همدم شبهای من آه بر در میخانه ها حلقه شده تا ابد دست تمنای من آه مستمو دیوونه ام گریه ی مستی شده همدم شبهای من آه بر در میخانه ها حلقه شده تا ابد دست تمنای من آه این منم که قمارو باخته رو نسیم آشیونه ساخته آه کجا برم خدایا به کی بگم غمم را که غم زبونمو سوزونده چرا به لب بیارم که آتش درونم تا استخونمو سوزونده این منم که قمارو باخته رو نسیم آشیونه ساخته
damla
توسط فید
میدان کاج به نام شهید حسن تهرانی مقدم تغییر نام یافت
damla
توسط فید
خدمات ارائه شده در دولت نهم و دهم رشد بسیار خوبی داشته است
damla
شوخی با علی دایی............
damla
این روزها , برای نوشتن تا دلت بخواهد حرف هست تا دلت هم بخواهد , تنبلی هست وقت هم که نیست من می مانم و کاغذ های بی خط و ذهنی خط خطی . کاش یکی می آمد خط خطی های ذهنم را با پاک کن فراموشی می زدود ... گاهی وقت ها حس می کنم همین تعدد آدم ها همین شلوغی بی معنا , همین سر و صداها و همین جوامع بشری ! باعث تنهایی هر کسی با خودش می شود در میان این شلوغی که نگاه می کنی , می بینی هر کسی بار تنهایی خویش را به دوش می کشد
damla
شوق سفر نداشتی....احسان خواجه امیری........
damla
عشق چيست؟ زندگی سفر در جاده ای است بی انتها با اميد و آرزوهايی منحصر بفرد. در اين جاده برای من و تو لحظه هايی سبز و زيبا هست که چنان تو را اسير و دلبسته خويش می سازد که رفته رفته واژه مرگ را در ذهن کمرنگ تر می نمايد. يا اين که اين جاده ممکن است چون بيابانی خشک، آينده ای سرد را تجلی کند. اما هر چه که هست مسيری است که لطف ايزدی تنها کسانی را که او بخواهد واردش می کند. نعمتی که خدادادی است و نامش زندگی است. و اما چيزي فراتر از زندگی هستی بخش و پراحساس که در اين جاده ناهموار من، تو و خيلی های ديگر با آن برخورد می کنيم با حس رنگ و بويی خاص. شايد آنقدر خوش زرنگ و خوشبو باشد که به يکباره مسير زندگی را تغيير داده و وارد آن جاده هميشه سبز و جاودانه کند که تنها عاشقان حقيقی اش سعادت حضور در اين مسير را دارند و شايد آنقدر زشت و تلخ باشد که اميدها به نااميدی ها منجر شود و تو در آن جاده متوقف و نور هستی در وجودت خاموش.
damla
من مدام تورا در خودم ضعیف می کنم و انرژی ها مثبت و زندگانی بخشت را میگیرم و به شیطان ( این مهمان ناخوانده درونی ام ) قرض میدهم شیطان مرا به چشیدن لذت های ناچشیده وسوسه میکند و من , گاهی یواشکی , آنموقع هایی که به تو میگویم من می روم بخوابم با شیطان می رویم به گردش در باغ گناه از حق هم نگذریم , شیطان دوست خوش مشرب و خوشگذرانیست و از هر انگشتش هزار لذت می چکد
damla
قاصدک از گروه آرین.......