damla
کاش بارانی ببارد ، قلبها را تر کند بگذرد از هفت بند ما ، صدا را تر کند قطره قطره رقص گیرد روی چتر لحظه ها رشته رشته مویرگهای هوا را تر کند بشکند درهم ، طلسم کهنه ی این باغ را شاخه های خشک و بی بار دعا را تر کند مثل طوفان بزرگ نوح در صبحی شگفت سرزمین سینه ها تا ناکجا را تر کند چترهاتان را ببندید ای به ساحل مانده ها شاید این باران که می بارد شما را تر کن
damla
تاريکي را دوست دارم اگر تو شمعم باشي تنهايي را دوست دارم اگر تو در کنارم باشي مرگ را دوست دارم اگر بيادم باشي تو را دوست دارم حتي اگر بيادم نباشي اگه کسي رو دوست داري نه براش ستاره باش نه آفتاب چون هردوشون مهمون زود گذرند. پس براش آسمون باش که هميشه بالاي سرش باشی
damla
توسط فید
فیلم / پانداي وحشي در بالکن خانه
damla
خواستم كه شيدايت كنم مفتون چشمانت شدم
در عشق رسوايت كنم پاي بند پيمانت شدم
خواستم سخن از دل بگم
ديدم دل ميبري ، دين ميبري ، مومن به ايمانت شدم
گفتم مرحم نهم بر زخم خويش سازش كنم با اخم خويش
بيهوده بود تجويز من محتاج به درمانت شدم
خواستم پنهان كنم اين راز را اين سوز و اين گداز را
غافل كه من انگشت نماي شهر و سامانت شدم
damla
خسته از اين ديار خسته ام از اين غربت از اين هراس بي پايان از اين عشق هاي نافرجام اينجا رسم بر عاشق كشي است اينجا پرنده در خون مي غلتد اينجا "گل همين پنج روز وشش باشد" اينجا سرنوشت گل ها هميشه پژمردن است اينجا عشق هميشه محكوم است اينجا ديار نافهمي است اينجا سرزمين دغل بازي است اينجا با اين هواي سنگين ،چقدر نفس كشيدن دشوار است اينجا پرواز وسقوط يك جا معني مي شود اينجا دل بستنُُُُُُُُُُُُِ دل بريدن معنا مي دهد مي خواهم پرواز كنم مي خواهم گذر كنم از اين ديار مي خواهم به دياري بروم كه پرنده ها پيش ازپرواز سقوط را نياموزند مي خواهم به سرزميني بروم كه گلها از ترس پژمردن جوانمرگ نشوند مي خواهم عبور كنم از شب اما صدايي كه لاي پرچين شب مي پيچد آزارم مي دهد و دائم در گوشم زمزمه مي كند اين قانون تمام هستي است در پي هر صعود،سقوطي
damla
دوست داشتن از عشق برتر است. عشق يك جوشش كور است و پيوندي از سر نابينايي. اما دوست داشتن پيوندي خودآگاه و از روي بصيرتِ روشن و زلال.
عشق بيشتر از غريزه آب مي خورد و هر چه از غريزه سرزند بي ارزش است و دوست داشتن از روح طلوع ميكند و تا هر جا كه يك روح ارتفاع دارد، دوست داشتن نيز همگام با آن اوج مي يابد.
عشق در غالب دلها، در شكلها و رنگهاي تقريبا مشابهي، متجلي مي شود و داراي صفات و حالات و مظاهر مشتركي است ،اما دوست داشتن در هر روحي جلوه اي خاص خود دارد و از روح رنگ مي گيرد وچون روح ها، بر خلاف غريزه ها، هر كدام رنگي و ارتفاعي و بعدي و طعم و عطري ويژۀ خويش دارند، ميتوان گفت كه به شمار هر روحي، دوست داشتني هست.
عشق با شناسنامه بي ارتباط نيست و گذر فصلها و عبور سالها بر آن اثر مي گذارد، اما دوست داشتن در وراي سن و زمان و مزاج زندگي مي كند و بر آشيانۀ بلندش روز و روزگار را دستي نيست.
damla
توسط فید
ایجاد 90 هزار شغل با رشد 50 درصدی در خراسانرضوی
damla
از تنهایی می ترسم ، از این ترس است که می لرزم مرا پیوند کن روزی به عشق پاک معبودت که پایان یابد این ترسم که این لرزش سکون یابد تا حیات بیگانه با مرگ آشنا گردد .»
damla
کجایی ای عشق ایا تو هستی دراین روزگار طوفانی؟ تو وجود داری؟ دیدمت درگوشه ای کناری رهگذری ایااتو بودی تو هستی تو کجایی نکند انی یا اینی یا....................... کدامی ای عشق هستی؟بودی؟یا میایی مانده ای یا می روی ؟ به همان اسمی یا اسمت راعوض کرده ای؟ نکند از مردمان خسته ای نکند جای خود را به دیگری داده ای نکند وای رفته ای یا....... بیرونت کردند یا خود رفته ای هوس شده ای.......... تقصیر ماست ؟نکندبه تو و دوستت ایمان نداریم تقصیر ماست چون به جای دل به دیدگان دل بسته ایم دیدگان هوس........ کاش اهنگر بودم اهنگری ماهر خجری میساختم تا عاشق بشوم......... ای عشق بیا اهنگر شده ام ..
damla
دلتنگ میشوم... چشمانم را روی هم می گذارم بلکه یادت را فراموش کنم... تو بگو دلکم مگر میشود یک عمری را فراموش کرد؟
damla
دستاتو آروم دور میکنی قلبمو راحت تور میکنی میدونم نمیخوای بازی کنی میبینی ندارم هیچ بازی کنی کسی تو رو به بودنت راضی کنه اینجا هر کیو میبینی دنباله بازی کنه نگیره کسی دستتو شادی کنه نگیره قلبتو باش بازی کنه دوست دارم داد بزنم آره این منم اگه دلت بخواد واسه نبودت خودم همه جا رو سیا بزنم صداتو که میشنیدم بی اختیار ساکت بودم کم حرف؟من؟نه گلم نه نبودم! فقط نمیخواسم حرف بزنم صدات دور بشه ازم دلخور بشی دلامون دور بشه آهنگ.حرفات.تیکه هات وای خدا چطوری باور کنم شدی از من جدا؟! دستامو دستات همگی سردن! اینجارو ببین انگار زمستون کردن حیف قلب پاکت کنار من باشه مهربونی رو بر ندار بگو سردیم جاشه همه قضاوت میکنن هر چی میشه من نمیدونستم قبله مات کیشه "آنا"
damla
گفت:اينقدر سيگار نكش ميميري. . .
گفتم:اگه نكشم ميميرم. . .
گفت:اگه بكشي با درد ميميري. . .
گفتم:اگه نكشم از درد ميميرم. . .
گفت:هواي دودي جلوي درد رو نميگيره. . .
گفتم:هواي صاف جلوي مرگو ميگيره؟. . .
يه كم نگاهم كرد و گفت:بكش.
damla
من بر این احساسم که به من تکیه کنی گل عشقو تو به من هدیه کنی من براین احساسم که درون دل تو کاشتم بذر محبت هایم و به اشک چشمم دروجودت ریشه کند و به دستهای من تکیه کند
damla
دلم برای کسی تنگ است که اینجا می*آید ودست *نوشته*هایم را می*خواند . کسی که تنها ردپایش یک " غریبه " است و بس. دلم برای او تنگ است