واقعا عشق چیست؟ واقعیت آن است که عشق بسیار در ادبیات همه جوامع بشری ستوده شده است و بشر اگر خودش هم عاشق نشده؛ از وجود عشق در دو آدم دیگر هم لذت میبرد و آن را ستایش می کند( اینهمه شعر و ..... همه از پس عشق سروده شده!) یعنی وقتی ما بفهمیم دو آدمی هستند که حقیقتا همدیگر را دوست دارند و بتعبیر خودمانی آن؛ حاضرند برای هم بمیرند(!!) آنها را سرزنش نمی کنیم که هیچ؛ از ته دل می ستایم چرا که می بینیم نیروی قوی درونی آنها را بهم پیوند زده و از جذابیتهای صرف جسمی و جنسی فراتر رفته اند! ( البته منظورم در این نوشتار از عشق مجازی؛ عشق های مجازیی نیست که به اندازه طول یک خیابان دوام دارند! یعنی منظورم عاشقهایی نیستند که سرخیابان عاشق یکی هستند و ته خیابان عاشق دیگری!!) عشق نیرویی ست که حتی جدائیها هم نمی تواند ذره ای از التهاب آن در درون عاشق و معشوق کم کند!
در یک رابطه بودن به معنای بوسیدن، قرار گذاشتن یا در دسترس بودن نیست.... به معنای بودن با کسی است که شما را به گونه ای خوشحال کند که هیچ کس دیگری نتواند....!
باتری تیسفون (باتری بغداد) : در سال ۱۳۳۰ خورشیدی، باستان شناس آلمانی ویلهلم کونیک و همکارانش در نزدیکی تیسفون ابزارهایی از دوران اشکانیان را یافتند. پس از بررسی معلوم شد که این ابزارها پیلهای الکتریکی هستند که به دست ایرانیان در دوران اشکانیان ساخته شده و به کار برده میشدهاند. او این پیلهای تیسفون را Bagdad Battery نامید. اکتشاف این اختراع ایرانیان به اندازهای تعجب و شگفتی جهانیان را بر انگیخت که حتی برخی از دانشمندان اروپایی و امریکایی این اختراع ایرانیان را به موجودات فضایی و ساکنان فراهوشمند سیارات دیگر که با بشقابهای پرنده و کشتیهای فضایی به زمین آمده بودند، نسبت دادند، و آن را فراتر از دانش اندیشمندان و پژوهشگران ایرانی دانستند. برای ایشان پذیرفتنی نبود که ایرانیان ۱۵۰۰ سال پیش از گالوای ایتالیایی(۱۷۸۶ میلادی) پیل الکتریکی را اختراع نموده باشند. 2000سال پیش از اینکه کنت ولتا الکترودهای مشهور خود را به پای قورباغه متصل کند، باتری الکتریکی مورد استفاده ی پارتیان (اشکانیان) بوده. ما همان موجودات فضایی هستیم اگر بخواهیم !
ما "مـــرد" هستیم! دستــــانمان از تو زِبرتر و پهن تر است! صورتمان ته ریشى دارد! گاهی دلگیراز بی وفایی ها ، اما دلمان دریــــاست! جـــاىِ گریـــــه كردن به بالكن میرویم و سیـــــگار دود میــــكنیم! ما با همــــان دستان پهن و زبرتو را نوازش میكنیم! دریایی از گرفتاری هم باشیم ،ولی با همان صورت ناصاف و ناملایم تو را میبوسیم ونوازشت میکنیم.. تا تو آرام شوى! آنقــــدر مارا "نامــــرد" نخوان! آنقدر پول و ماشین و ثـــــروتمان را "نسنج"! فقط به ما "دلت را بده" تا زمین و زمان را برایت بدوزیم! فقــــط با ما "روراست باش" تا دنیا را به پایت بریزیم .