ی دوست..!
یک روز مردی با عجله پیش دکتر می رود و می گوید: سلام دکتر! زود بیا، آپاندیس زنم درد گرفته است. دکتر می گوید: من که یک هفته پیش آپاندیس زنتان را عمل کردم، مگر می شود یک زن دو تا آپاندیس داشته باشد؟ آن شخص می گوید: نه، ولی یک مرد که می تواند دو زن داشته باشد.
ی دوست..!
یارو میره یخ بخره پول کم میاره به یخ دست میزنه میگه از این سردتر نداری؟
ی دوست..!
بر اثر شوخی غضنفر 45 نفر کشته و زخمی شدند! این حادثه وقتی رخ داد که غضنفر چشمای راننده اتوبوس را گرفته و بهش میگه اگه گفتی من کیم؟
ی دوست..!
عشق کشکه. فقط توی کتابا و افسانه هاست. هیچ عشق زمینی برای آدم نمی مونه. هیچ عشقی در زمین نیست که زمینت نزند. دوست داشتن یه مرحله بالاتر از عشقه. ولی از اونجایی که عشق عقل آدم رو از بین میبره هیچ وقت متوجه نمیشیم که باید دنبال کسی بگردیم که دوستش داشته باشیم نه اینکه عاشقش باشیم.عشق مادر به فرزند از نوع عشق زمینی نیست ،آسمونیه، چون مادر نسبت به فرزندش حسی مثل حس مالکیت نداره واسه همین قشنگه. عشق فقط لحظه ای قشنگه که تو اون احساس مالکیت رو نسبت به کسی یا چیزی احساس کنی. وقتی اون شخص یا شیء دیگه وجود نداشته باشه یا اونو ازت بگیرند و اون احساس مالکیت رو دیگه بهش نداشته باشی تازه میفهمی عشق بدترین چیزی بوده که تجربه کردی. عشق یعنی تنهایی…….
ی دوست..!
روزی روزگاری اهالی یه دهکده تصمیم گرفتند تا برای نزول باران دعا کنند, در روز موعود همه مردم برای مراسم دعا در محلی جمع شدند و تنها یک پسر بچه با خودش چتر آورده بود و این یعنی ایمان.
ی دوست..!
جمله ای نوشته بود با این مضمون: " من تورا دوس میدارم تو دیگری را ودیگری دیگری را. واینگونه است که ما تنهاییم... " در جواب نوشتم : این ظاهر ماجراست ، اما واقعیت اینه که : " من خودم رو دوست دارم و تو هم خودت رو و دیگری هم خودش را و اینگونه است که همه تنهایند ... " این خودخواهیـ ـه که تنهایی میاره و نه محبت ... گاهی احساس ما ، احساس مالکیتـ ـه تا محبـ ـت دوستش داریم چون می خوایم مال ما باشه و وقتی دیدیم امکانش نیست کار به تهدید و ... میرسه آیا عاشق واقعی دختری رو که پدر و مادرش به هزار خون دل بزرگش کردن ، با ضربات متعدد چاقو به قتل میرسونه ؟! آخه به چه جرمی ؟! دلم برای اون پدر و مادر میسوزه قسمت حوادث روزنامه داره پر میشه از این کارهای سیاه ... واقعن ما داریم به کجا میریم .... به کجا چنین شتابان ؟
ی دوست..!
وقتی که تمام شیرها پاکتی اند ... وقتی همه ی پلنگ ها صورتی اند ... وقتی که دوپینگ پهلوان می سازد ... ایراد مگیر عشق ها ساعتی اند ...
ی دوست..!
بزرگترین لذت در زندگی ، انجام کاریست ، که دیگران میگویند” نمیتوانی انجام بدهی ” . . .
ی دوست..!
صداقت نخستین بخش کتاب عشق است . توماس جفرسون
ی دوست..!
بعد آشتی می کند ولی اگر دعوا کند بعد کتک کاری می کند بعد خانومش می رود دادگاه شکایت می کند بعد می آیند دایی مختار را می برند زندان! البته زندان آدم را مرد می کند.عزدواج هم آدم را مرد می کند، اما آدم با عزدواج مرد بشود خیلی بهتر است! این بود انشای من.
ی دوست..!
ساناز بدهم تا بعدن به زندان نروم. مهریه و شیر بلال هیچ کس را خوشبخت نمی کند. همین خرج های ازافی باعث می شود که زندگی سخت بشود و سر خرج عروسی دایی مختار با پدر خانومش حرفش بشود. دایی مختار می گفت پدر خانومش چتر باز بود.. خوب شاید حقوق چتر بازی خیلی کم بوده که نتوانسته خرج عروسی را بدهد. البته من و ساناز تفافق کرده ایم که بجای شام عروسی چیپس و خلالی نمکی بدهیم. هم ارزان تر است ، هم خوشمزه تراست تازه وقتی می خوری خش خش هم می کند! اگر آدم زن خانه دار بگیرد خیلی بهتر است و گرنه آدم مجبور می شود خودش خانه بگیرد. زن دایی مختار هم خانه دار نبود و دایی مختار مجبور شد یک زیر زمینی بگیرد. میگفت چون رهم و اجاره بالاست آنها رفته اند پایین! اما خانوم دایی مختار هم می خواست برود بالا! حتمن از زیر زمینی می ترسید. ساناز هم از زیر زمینی می ترسد برای همین هم برایش توی باغچه یک خانه درختی درست کردم. اما ساناز از آن بالا افتاد و دستش شکست. از آن موقه خاله با من قهر است. قهر بهتر از دعواست. آدم وقتی قهر می کند بعد آشتی می کند ولی اگر دعوا کند بعد کتک کاری می کند بعد خانومش می رود دادگاه شکایت می کند