\\\"✿◕ دريا ◕✿\\\"
یعنـی نمیشهـ از خُدا کُمَک گـرفت ؟
\\\"✿◕ دريا ◕✿\\\"
دَست به دامنِ خُدا که میشَوم . . . چیزی آهسته دَرون مَن به صِدا میاید که : نَتَرس! از باختَن تا ساختَنِ دوباره . . . فاصِله ای نیست . . . / : )
\\\"✿◕ دريا ◕✿\\\"
دَستـــــم بــهـ آرزوهـــــآیــَم نمــی رسَـــد ... آرزوهـــآیــم بسیـــآر دورَنــد ... وَلــــی دِرَخــت سَبـــزِِ صَبــــرم مــی گــویَــد: اُمیــدی هَسـت ... خُـــدایـی هَسـت ... : )
\\\"✿◕ دريا ◕✿\\\"
چشمهایم قرمزند میدانم، اخر میسوزند از نگه داشتن سیل این اشک! کوله بار این غم را تقسیم کرده ام با عزیزانم، میدانم که این نیز میگذرد! اما این اشکهای لعنتی...
\\\"✿◕ دريا ◕✿\\\"
حکایت من ، حکایت کسی است که عاشق دریا بود اما قایق نداشت... دلباخته ی سفر بود ، همسفر نداشت حکایت کسی است که زجر کشید اما ضجه نزد زخم داشت و ننالید ، گریه کرد اما اشک نریخت حکایت من ، حکایت چوپان بی گله و ساربان بی شتر است. حکایت کسی است که پر از فریاد بود اما سکوت کرد تا همه ی صداها را بشنود حکایت من ، حکایت کسی است که بخاطر آرزوهایش که هر روز می میرند ، سکوت می کند ، آن هم سکوتی بالاتر از هر فریاد....
میشه
12 سال و 10 ماه و 15 روز و 16 ساعت و 12 دقيقه قبل
12 سال و 10 ماه و 15 روز و 14 ساعت و 34 دقيقه قبل

12 سال و 10 ماه و 15 روز و 12 ساعت و 15 دقيقه قبل