بچه ها خدا نگهدار من برم یه استراحتی بکنم که خیلی خوابم میاد چون هر روز این موقع تو پادگان کلاس درس داشتیم همه بچه ها با سر میامدند روی صندلی حقم داشتند چون 4:30 بیدار می شدند بعد از رژه و این داستانها خسته می شدند منم بخوابم بعد کاراما انجام بدم که ساعت 5 صبح فردا باید پادگان باشم.به امید دیدار دوباره
سر پستم رسیدم خوابم آمد --- محبت های مادر یادم آمد نوشتم نامه ای با برگ چایی --- کلاغ پر میروم مادر کجایی نوشتم نامه ای با برگ انگور --- جدا گشتم دو سال از خانه ام دور
@دیـــــویــــــد هر روز برات رویایی باشد دردست نه دوردست ،عشقی باشد دردل نه درسر و دلیلی باشد برای زندگی نه روزمرگی تــــــــــــــــــــــــــــــــــولدتــــــــــــــــــ مـــــــــــبارک
#علیرضا-بلوری
13 سال و 3 ماه و 15 روز و 21 ساعت و 9 دقيقه قبل