@azadeh ینیــــــــــــــــــــــــ عاشقتمـــ شدیدا" غریبـــــــــــــــــــــــــــــا ترکیدم از خندهـــــــ #کلیپ دبیرستانمونــــــــــــــــــ یادشــ بخیر #کلاس-2/1-ریاضیـــ آزاده واقعا با همونــ دبیرا ما الانـــ به اینجـا رسیدیمــــــــــــ خعلی فیلسوف بودیمـــــــــــــ هه سال85 دوم دبیرستان آشناییــ من و آزادهــــــ
که زمانی مادرِ زیبای کسی بوده
که زمانی دخترِ زیبای کسی بوده
که زمانی زنِ زیبای کسی بوده
و یک شب
پوست صورتش از نقاب اینهمه دیگر بودن
کهیر زدهست،
زنی که لبانش روزی
گواه خوشسلیقگیِ دنیا بود
و حالا جای پنج انگشتِ خسته بر غبار آینهها یعنی
در این خانه زنیست،
که از چهرۀ خودش بیزارست
زنی که بیست سال
کلماتش ساکن لبهای دیگر شدند
و بیست سال
به جای سکوت، بغضی برای شکستن داشت
و بیست سال...
زن
نگاهم کرد،
و من آن چشمها را روزی
بر صورت زنی زیبا دیده بودم
نگاهم کرد،
و پیش از او نیز کوهی خسته میشناختم
که هیچ فریادی را پس نمیداد
نگاهم کرد،
و از شدت چشمهایش باران گرفت
زن
نگاهم کرد
تنها،
نگاهم کرد
و حرفی خسته در دهانش بود،
که اوقاتِ روز را تلخ میکرد.
سکوت
گاهی زنیست با انگشتانِ خسته
که آلبوم¬ها را ورق میزند
و انگشت میکشد
بر لبان دختری، مادری، زنی زیبا
و انگشت میگذارد بر سکوتِ لبان زنی دیگر.
.
.
.
لیلا کردبچه
میدونی رفیق … یه آدم که دلش می گیره …. دیگه براش فرقی نمی کنه … رگ و دست و گردن و طناب و سقف ….! می خواد فقط آویزان بشه … البته نمیدونما … شاید هم دلش بغل می خواد …
#آسمان شهریـست , با مردمانی از جنس ستاره , و حاکمی به زیبایی ماه , شب که می شود , دریای مجنون بی قرار تر از همیشه , به روی یار لبخند می زند , در تاریکی ساحل , چه زیباست کشش و نزدیکی عاشقانه ماه و دریا . . .