azadeh
من خیلی وقته از کسی ناراحت نمیشم. . تمام سختیش یه خنده زورکیه، و شونه بالا انداختن الکیه... خیلی وقته خیلی چیزا رو میدونم، و خودمو میزنم به ندونستن... سختیش یه لحظه حرف عوض کردنه ، و بی خیال شدنه... بی خیال ! ! !
azadeh
بگـذر ز من ای آشنا،چـــون از تو من دیگر گذشتم ، دیگر تو هم بیگانه شو چون دیگران با سرگذشتم ، میخواهم عشقت در دل بمیرد ، میخواهم تا دیگر در سر یادت پایان گیرد . . .
azadeh
واینم جوابیه که یه شاعر جوون به اسم جواد نوروزی بعد از سالها به این دو تا شاعر داده . . .
azadeh
یاد گرفتم حتی اگه عاشق شدم به رومم نیارم که اصلا" کسی هست که من عاشقش شدم...