azadeh
برای عشق گریه کن ، اما کسی را به خاطرعشق به گریه کردن ننداز..!! باعشق بازی کن ، اماهرگزکسی را با عشق بازی نده..!!
azadeh
مترسک را دار زدند ، به جرم دوستی با پرنده...! که مبادا تاراج مزرعه را به بوسه ای فروخته باشد....
azadeh
گنجشکی بر جنازه گربه ای می گریست که اینک با اینهمه زندگے چه کنم : (