دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

naznazi
زن - مجرد
امتیاز: 662.25

دنبال‌شدگان

(140 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(164 کاربر)

گروه‌ها

(12 گروه)

بازدید

naznazi
naznazi

دنيا اين جوريه ديگه: اگه گريه کني ميگن کم آوردي ، اگه بخندي ميگن ديوونست ، اگه دل ببندي تنهات ميزارن ، اگه عاشق بشي دلتو ميشکنن ، با اين حال بايد لحظه اي را گريست ، دمي را خنديد ، ساعتي را دل بست و عمري عاشقانه زيست

naznazi
naznazi

آن گاه که زمان مرگم فرا رسد، کسی‌ که باید بمیرد منم...پس بگذار آن‌طور که می‌خواهم زندگی‌ کنم.- جیمی هندریکس

naznazi
naznazi

دقت کردین دانش اموزا وقتی چیزی نمیفهمن از بغل دستی میپرسن: تو چیزی میفهمی؟ اونم میگه نه و بعدبه خود شون می بالن و خوشحال از اینکه تنها نیستن و همگی نمیفهمن...

naznazi
naznazi

یه دوست واقعی اونی هستش که وقتی میاد که تموم دنیا از پیشت رفتن.

naznazi
naznazi

قطار می رسد برای بعضی ها کسی منتظر نیست برای بعضی ها کسی را نمی آورد اما ، بیچاره آن هایی که مسافرشان را دیگران به خانه می برند

naznazi
naznazi

خدایــــا !!!! تا خـِـــر خـِــره پـــر از زندگــــی ام... مرســـی دیگـــر میـــل نـــدارم، سیــــــــــــرم...

naznazi
naznazi

بزرگترین بدبختی آن است که طاقت کشیدن بار بدبختی را نداشته باشیم . باس

naznazi
naznazi

سلام دوستان

naznazi
naznazi

بعد از شغل معدن وصل شدن به اینترنت تو ایران دومین کار سخت دنیاست...

naznazi
naznazi

بهترين روش براي دفع انگل: پنج روز پشت سرهم چاي و بيسکويت مي خوري روز ششم فقط چاي. کرمه مياد بيرون ميگه: پس بيسکويتم کو؟ شما ميگيريش

naznazi
naznazi

وقــتی همه چیز خوبه ....میترسم آخه مـا به لنگیدن یکــــ جایِ کار عـــادت کـــرده ایـــم . . .

naznazi
naznazi

گناهـــــی که پشــــــیمانی بیاورد بهتر از عــــــبادتی اســـت که غــــــرور بیــــــاورد

naznazi
naznazi

بعضي از اين پشه ها قيافشون انقد مظلومن كه ادم ميخاد خودش رگشو پيدا كنه بزاره تو دهنشون...

naznazi
naznazi

طرف لکنت زبان داشته ، زنگ میزنه اوژانس که بیاد جنازه همسیاشونو که مرده ببرن ، میگه ، اااالو اااوورجانس ، این ههههمسایمون ممممرده یه آمبولانس بفرستین ، طرف میگه آدرستون ، یارو تا میاد آدرسو بگه زبونش بند میاد میگه ظظظظظ ، طرف میگه ظفر منظورته ، میگه ننننننننه ، طرف فکر میکنه سرکاره قطع میکنه ، دو هفته بعد همین اتفاق میوفته بازم طرف میگه آدرستون ، باز زبونه یارو بند میاد میگه ظظظظ ، طرف میگه ظفر ، میگه ننننه باز مامور اورژانس فکر میکنه سرکاره قطع میکنه ، سه ماه رد میشه ، باز طرف زنگ میزنه میگه اااااووووورژانس ، این هههمسایمون ممممرده محلللمون بوی گه گگگرفته یه آمبولانس بببفرستین ، طرف میگه آدرستون ، باز زبونه یارو بند میاد میگه ظظظظ ، از اونور میگن آقا منظورت ظفر هستش ؟ ، طرف میگه آاااره بببیناموس کککشوندم آوردمش ظفرببببیا بببرش

naznazi
naznazi

گاهی واقعأ خیال میکنم روی دست خداوند مانده ام خسته اش کرده ام. راهی نیست باید چمدانم را ببندم راه بیفتم... بروم. و می روم اما به درگاه نرسیده از خود می پرسم: کجا...؟! کجا را دارم، کجا بروم؟