تو اتوبان داشتم لایی میکشیدم،یه زانتیا اومد گفت داری لایی بازی میکنی؟؟؟ گفتم: پــ نــ پـــ دارم واست عربی میرقصم!!! گفت: دِ نـَــ دِ کنترل نا محسوس بزن بغل (ستاد مبارزه با پ نه پ واحد اتوبان)
امروز نرفتيم كلاس تو سالن نشستيم كه ما اين معلمو نميخوايم مديرمونم اومد با عصبانيت كلى باهامون حرف زد بعد گفت برين كلاس ما هم گفتيم نميريم اخرش عصبي شد گفت پس همين الان از اين مدرسه برينو ديگه بر نگردين منم گفتم باشه كيفما برداشتم و رفتم بچه ها هم دنبالم اومدن تا رسيديم دم در مديرمون اومد گفت باشه حالا نرين فردا عوض ميكنم
اینو از کجا پیدا کردی تو
چش حتمن سر میزنیم آجیل و شیرینیت به راه باشه
14 سال و 5 ماه و 20 روز و 11 ساعت و 8 دقيقه قبلاستاتوست این پُسته شده


14 سال و 5 ماه و 20 روز و 11 ساعت و 4 دقيقه قبلنه دیگه .. عید تموم شده .. هرچی مونده سهمی خودمونه
بیا حالا ی کاریش میکنیم
تووووووووووووولدت مبارک دختر سرزمین معرفت
14 سال و 4 ماه و 15 روز و 5 ساعت و 54 دقيقه قبلبانوی اردیبهشتی .. تولدت مبارک
14 سال و 4 ماه و 15 روز و 5 ساعت و 50 دقيقه قبلبازم مررسی احسان جونم

14 سال و 4 ماه و 15 روز و 4 ساعت و 38 دقيقه قبلمررررررررررررسی خانمییییییی