Ehsan
دو تا مرد سيگاري كه توي يه سلول بودن به همديگه قول ميدن هر كي زودتر آزاد شد هر وقت ميخواد سيگار بكشه يه نخ هم به ياد رفيقش بكشه يكيشون آزاد ميشه و به قولش عمل ميكنه بعد از يه مدت مي بينن فقط يه نخ ميكشه!! بهش ميگن چي شده رفيقت بالاخره آزاد شد؟ ميگه: نه خودم ترك كردم اينو دارم به ياد ,,,
Ehsan
به حرمت نان و نمکی که با هم خوردیم نان را تو ببر که راهت بلند است و طاقتت کوتاه نمک را بگذار برای من می خواهم این زخم همیشه تازه بماند ,,
Ehsan
زلزله میاد؛سقف خونه غضنفر می ریزه... دختره بالایی شون میفته بغلش میگه : دم دولت و مردم گـرم ؛ هنوز زلزله تموم نشده؛ کمکهای جنسیشون رسید..... ......
Ehsan
به سلامتیه اون پسری که 10سالش بود باباش زد تو گوشش هیچی نگفت,20 سالش شد باباش زد تو گوشش هیچی نگفت,30 سالش شد باباش زد تو گوشش زد زیر گریه باباش گفت چرا گریه میکنی ؟ گفت: آخه اونوقتا دستت نمیلرزید...!
Ehsan
دل است دیگر یا شور میزند یا تنگ میشود یا میشکند آخر هم مهــر سنگ بودن میخورد روی پیشانیاش . . .
Ehsan
خدا گفت:ببرینش جهنم، شخص برگشت نگاهی به خدا کرد، خدا گفت نبرینش،او را به بهشت ببرین! فرشتگان سوال کردند چرا؟ پاسخ آمد . . . چون او هنوز به من امیدوار است...
Ehsan
از یه دختره پرسيدم : حالت چطوره ؟ گفت :ميجي يوجي !! اولش فکر کردم داره چيني ژاپني حرف ميزنه نگو منظورش اين بوده : مرسي ، تو چي..؟ عجب گیری افتادیم,,,,,,,,,,,,
Ehsan
می دانی یک وقت هایی باید روی یک تکه کاغذ بنویسی تـعطیــل است ... و بچسبانی پشت شیشه ی افـکارت باید به خودت استراحت بدهی دراز بکشی دست هایت را زیر سرت بگذاری به آسمان خیره شوی و بی خیال ســوت بزنی ... در دلـت بخنــدی به تمام افـکاری که پشت شیشه ی ذهنت صف کشیده اند ... آن وقت با خودت بگویـی بگذار منتـظـر بمانند .
Ehsan
تو که با یک نگاه فریفته یا متنفر می شوی تو که با یک حرف از راه به در می شوی و قاطی می کنی با یک بهانه خرد سردی و گرمیت می شود بگو به من چطور می خواهی دنیا رو تغییر بدهی وقتی روی مرغداری خانه هم تسلط نداری,,,,
Ehsan
خدایا، مرا فرصتی ده تا انسان بودن راتجربه کنم وبتوانم حتی برای یک لحظه آنچه باشم که تومی خواهی ... دوستان سلام . صبحتون بخیر
Ehsan
نشستم پاى مشروب گفتند بخور بگو به سلامتى اون که دوستش داری,پیکو به لبم نزدیک کردم نخوردم,ولى گفتم به سلامتى اون که ازش جون میگیرم.گفتند نخوردى؟گفتم من سلامتى اونو تو پاکى میخوام,نه تو مستى !
Ehsan
آدمهایی که به جای فریاد سکوت می کنند بالاخره روزی به جای صبر کردن در را باز می کنند و می روند ....!
Ehsan
سلامتی پسر بچه های قدیم که پشت لبشونو باذغال سیاه می کردن که شبیه باباهاشون بشن نه مثل جوونای امروز ابروهاشونو نازک می کنن که شبیه ماماناشون بشن!