Ehsan
بین یک دیوار بلند و محکم و تخم مرغی که به دیوار میکوبد و میشکند همیشه طرف تخممرغ را خواهم گرفت هاروکی موراکامی هنگام دریافت جایزه اورشلیم.
Ehsan
از کار ما آدما در عجبم تا چند روز پیش آرزوی یه قطره بارون رو داشتیم از خشکسالی می نالیدیم / دلمون یه حال و هوای رمانتیک می خواست وقتی هم که بارون می باره / هر کجا که می ری / همه دارن می نالن و به آسمون و زمین ناسزا میگن خدا من بابت ناشکری هامون ازت عذر می خوام .
Ehsan
یه ترم پروژه داشتم باید ارائه میدادم (متره و بر آورد ) رفتم یک خونه حدودا 80 متریو متره کنم. یکی دو روز رفتم سر ساختمون دیدم خیلی سخته.رفتم تو اینترنت یه چرخی زدم یک پروژه حاضر و آماده پیدا کردم خیلی کامل بود از خوشحالی داشتم بال در میاوردم سریع کپی پیست کردم حدودا دو سه ماه بعد رفتم ارائه بدم . همان طور که داشتم ارائه میدادم یک دفعه استاد گفت : بسه دیگه نمی خواد توضیح بدی. گفتم : هنوز خیلی مونده تا تموشه. استاد گفت : اینو من حفظم حتی تعداد آجر هایی توش به کارفته میدونم چندتاست اینو خودم متره کردم...
Ehsan
خودت را باور کن اگر باور نکنی که می توانی پرواز کنی, مثل سنگ تلپ روی زمین خواهی افتاد ولو با کمربند نجات بپری.
Ehsan
زندگی عشق است عشق افسانه نیست آن که عشق را آفرید دیوانه نیست عشق آن نیست که هر لحظه کنارت باشد عشق آن است که هر لحظه به یادت باشد همیشه به یادتم عشقم
Ehsan
اگه قرار بود هرکسی بزرگترین غمش رو برداره و ببره تحویل بده ، با دیدن غمهای دیگران آهسته غمش رو در جیبش می گذاشت و به خونه بر می گشت
Ehsan
درست متر کن ! آدم ها هم قد خودشان اند، نه هم قد تصورات تو
Ehsan
بعضیها اونقدر افکار عتیقه ای دارن که باید مغزشونُ به موزه اهدا کنن!!
Ehsan
در راستای این سوال که پشه ها روزا کجا میرن؟! باید بگم که: از بس شبا کرم میریزن به ملت صبح ها عین سگ میترسن و قایم میشن.
Ehsan
آدمهایی هستن که تهنشین میشن ولی حل نمیشن. یه جاهایی از زندگی، باید نوشت «لطفاً تکان ندهید.»
Ehsan
این آدمها شاید خیلی دور، خیلی نزدیک، ولی هستن. یه بارون، یه دستخط، یه نَفس، یه عکس، یه صدا، دوباره زندهشون میکنه. زندهشون میکنه تا خودشون و نگاهشون و همهی خاطرات و بود و نبودشون حالا هی جلوی چشمهات رژه برن. هی برن و بیان. هی برن و بیان. برن و بیان.
Ehsan
برای آدمای ماندگار آدمهایی هستن که این توانایی رو دارن همیشه باشن. بمونن. سعی در فراموش کردنشون، اشتباه محضه. یه جورایی مثل همون درسهایی که سالها قبل توی کتابهای علوم خونده بودیم؛ مخلوط معلق جامد در مایع یا یه همچین چیزی
Ehsan
اسممو بابام انتخاب کرد فاميليمو جد در جدم انتخاب کرد ديگه بسه راهم خودم ميخوام انتخاب کن
Ehsan
نام من عشق است، آیا می شناسیدم؟ زخمی ام، زخمی سراپا، می شناسیدم؟ با شما طی کرده ام راه درازی را خسته هستم، خسته، آیا می شناسیدم؟ مسخ کرده چهره ام را گر چه اين ايام با همين ديدار حتي مي شناسيدم؟ من همانم آشناي سال هاي دور رفته ام از يادتان، يا مي شناسيدم؟ ♥ ♥ ♥ ♥ کنون بگذار با تنهایی خود همنشین باشم رها از قید این آلودگی های زمین باشم به جرم عاشقی رویای ام خوانند باکم نیست به ذات خود خیانت کرده ام گر غیر از این باشم
Ehsan
هیچ اتفاق خاصی نیفتاده , ستون حوادث خالیست.... هنوززنده ام بی تو ! باورت میشود