Ehsan
آهســــتــــه گفت : خــــــدا نگهــدارت در را بست و رفــت آدمهــــا چه راحت ، مسئولیت خودشـان را بــه گـــردن خــــدا می انــــدازنـد ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
Ehsan
خوب بخواب نیمه شب می ایم خیال می کنی خواب می بینی یا خواب می بینی خیال می کنی به خواب تو خواهم رفت ... ... می اورم تو را به خواب خودم آنجا بیدارت می کنم عریانت می کنم از پیراهن تنهایی ات می پوشانمت با عریانیم گوش کن با توام بهشت همینجاست زمانی که لبانت زیر لبانم مزه ی گناه می گیرd
Ehsan
عشق با غرور زيباست ولي اگر عشق را به قيمت فرو ريختن ديوار غرور گدايي كني... آن وقت است كه ديگر عشق نيست صدقه است
Ehsan
بخوان .. کسی مهتاب را در اسمان عاشقان چون تو نمیجوید بخوان .. بی تو گلی در خاطراتمان نمیروید ..
Ehsan
دو دیوانه با هم حرف می زدند. اولی گفت: در فلان و بهمان دانشگاه درس خوانده ولی به این نتیجه است که کارخانه خدا خراب شده و دستگاهش فقط آدم های خراب می سازد و به درد نمی خورد. دیوانه دومی با خنده گفت: می دونی چیه, فقط بعضی از دستگاه ها آدمی با خمیره خراب تحویل می دهد, چون دستگاه شان را من ساخته ام و می شناسمشون
Ehsan
آمدنت را اين روزها محال ميدانم اگر اين شبها به خوابم امدي مرا نبوس جون من و سیگار به تو خيانت ها كرديم.
Ehsan
غضنفر میره خواستگاری بهش میگن حرف دلتو بزن ، میگه گشنمه !
Ehsan
مورچه ای را مسخره میکردم که عاشق یک تفاله چای بود غافل ازین که خودم عاشق آشغالی بودم که اصلا آدم نبود
Ehsan
به ما می گفتند نباید پپسی بخورید,گناه دارد.وقتی به تهران آمدم,اولین کاری که کردم,از یک دستفروشی یک پپسی گرفتم.درش تالاپ صدا کرد و باز شد.بعد خوردم دیدم که خیلی شیرین است.آن روز نتیجه گرفتم که گناه شیرین است. (زنده یاد حسین پناهی)
Ehsan
اگه رفتین بهشت رو دیوارش حتما بنویسید ........... : لعنت بر پدر و مادر كسی كه در این مكان سیب بخورد
Ehsan
مجنون را به محکمه ی عدل بردند . گفتنند توبه کن گفت خدایا عاشقم عاشقترم کن
Ehsan
لعــنت به همه ی قـــانون های دنــیا که در آن شــکــــستنِ دل پیــگرد قــــانونی نـــدارد..
Ehsan
بـــــــــــــــــاران نــــــــــــــــــــــــــبـار....! .. مــن نــه چـتـر دارم..... .. نــه یــــــــــــــار...
Ehsan
حرفهایم را تعبیر میکنی ... سکوتم را تفسیر ...دیروزم را فراموش ... فردایم را پیشگویی ...به نبودم مشکوکی ...در بودنم مردد از هیچ گلایه میسازی ...از همه چیز بهانه ...من کجایی این نمایشم ?!!
Ehsan
ديشـــب خـــــــدا آروم صـــدام كـــرد و گفــــت : خــــــــــوابي ؟ عشــــقت داره قــــربون يــــكي ديــــگه ميــره... اونـــوقت تــــو راحت خوابيـــــــــــدي ؟؟؟!