elahenaz
دلم برای کسی تنگ است که گوشهایم شنیدن صدایش را حسرت می کشد . . .
elahenaz
همیشه برایم سوال است : اگر قرار بود روزی او را نبینم ، چرا خدا خواست که دوستش داشته باشم ؟
elahenaz
هر کس جاي من بود، مي بريد اما من هنوز مي دوزم، چشم اميد به راه…
elahenaz
چه سخت است در جمع بودن ولی در گوشه ای تنها نشستن به چشم دیگران چون کوه بودن ولی در خود به آرامی شکستن...
elahenaz
نمیدانم چه سرّی دارد! اسم كوچكم هزار بار هم گفته شود به پای یك بار گفتن تو نمی رسد...
elahenaz
مردماني هستند که ميخواهند بدانند تو چه مرگــــتــــــ است ... و وقتي بفهمند چه مرگــــتــ است ... بهت ميگويند بس کن ... انرژي منفي نفرست ... اينجاست که سکوتــــــــــــ معنا پيدا مي کند ... و تنهـــــــــــــــــــــــايي مي شود تنها چاره ... !
elahenaz
هوسه قهوه کردم هوسه ديدنش هوسه شنيدنه صداي خنده هاش هوسه بوي تنش هوس کردم عين قبل بغلم کنه هوسه بوسيدنش هوسه گذاشتن سرم رو شونه هاي مردونش ديوونه دلم برات تنگ شده.....ميفهمي؟ چطوري طاقت بيارم بي انصاف؟ دلم ميخواد تمام دلتنگيامو بالا بيارم نه گريه نميکنم.......... من بهت قول دادم گريه نکنم آرومم......
elahenaz
کـوتـاه تــرين قصــه ي دنيـا . . . . . .رفــــــت
elahenaz
گــاهي وقــتا اونــقد خــسته مــيشي که حــوصله توضيح دادنم نداري.... ميذاري هر جور دوس دارن برداشــت کنن... کلا ديگه مهم نيــس برات...
elahenaz
كــاشـكي امــسال " تــــــو " را به من عيــــــــــــدي ميدادند !!!عشق من
elahenaz
«قند» خون مادر بالاست . دلش اما هميشه «شور» مي زند براي ما ؛ اشکهاي مادر، مرواريد شده است در صدف چشمانش ؛ دکترها اسمش را گذاشتهاند آب مرواريد! حرفها دارد چشمان مادر ؛ گويي زيرنويس فارسي دارد! دستانش را نوازش مي کنم ؛ داستاني دارد دستانش...
elahenaz
تا کی باید در حسرت رسیدن به تو بنشینم، تا کی باید لحظه ها را بشمارم تا قشنگترین لحظه ام با تو فرا رسد. شاید تا فردا یا شاید تا… تا آخر دنیا!
elahenaz
آدمی که منتظر است هیچ نشانه ای ندارد هیچ نشانه خاصی! فقط با هر صدایی برمیگردد . .
هی ی ی


13 سال و 5 ماه و 17 روز و 12 ساعت و 4 دقيقه قبل


13 سال و 5 ماه و 17 روز و 12 ساعت و 4 دقيقه قبلالی




13 سال و 5 ماه و 17 روز و 12 ساعت و 3 دقيقه قبل
13 سال و 5 ماه و 17 روز و 12 ساعت قبل